با توجه به این که دوستان خانه کوهنورد تهران شرح گزارش را نوشته اند به ارایه گزارش تصویری بسنده می کنم :

ورود به دره ... با یک شروع پر شیب جنگلی و فاقد پاکوب مشخص ...

اولین فرود ...

حبیب نجفی پور در فرود دوم ...

فرود چهارم ... از این جای مسیر به بعد دارای آب در کف دره می باشد ...

به سمت فرود پنجم حرکت در قعر دره ...

شماره روی درختان در عمق دره که ثابت می کرد دره از جاهایی به سمت بالا دارای مسیر پیاده روی نرمال است ...

موانع بی شمار در کف دره مور ...

حبیب قبل از حادثه ... کنار کارگاه فرود پنجم ...

آبشار پنجم و مسیر سقوط ... در میان نگاه های مبهوت ما حبیب با فریادی به پایین سقوط می کند ...

تیم به خود مسلط شده و به سرعت شروع به اقدامات اولیه می نماید ... پای چپ حبیب از چند جا شکسته و لگن و کتف او دچار در رفتگی می باشد ...

آتل بندی و انتقاد مصدوم به یک جای امن در کنار آتش به سرعت انجام می گیرد ...

پس از مرحله اقدامات اولیه به همراه چند نفر از دوستان برای ادامه کار امداد به شور می نشینیم ...
حامد حواله دار سرپرست برنامه ، مرتضی زارع ، نیما اسکندری ، احسان کنعانی و فواد رضاپور ... تصمیم می گیریم با توجه به مشاهده علامت روی درختان در بالای آبشار پنجم تیمی برای پشودن راهی به سمت بالا روانه گردد .
تیم دارای دو دستگاه جی پی اس است که یکی از آن ها در جریان سقوط از کار افتاده و دومی به گروه پیشرو سپرده می شود . حامد حواله دار ، احسان کنعانی و پویا آزادانی به سمت بالا حرکت می کنند .
به همراه نیما اسکندری تصمیم می گیریم به دنبال یافتن راهی موازی به سمت جاده حرکت کنیم ...
خانم مهسا مطیعی و آقای مرتضی زارع ، پریسا شهبازان و یکی دیگر از دوستان در کنار مصدوم مانده و سایر دوستان در بالای آبشار پنجم به انتظار می نشینند .

پس از یک ساعت جستجو در جنگل انبوه و بدون جی چی اس به طور اتفاقی به نشانه ای بر می خوریم که امید وارمان می کند . انگار این بار کندن یادگاری روی درختان مفید واقع می شود و راهی نزدیک به جاده خاکی پیدا می کنیم ...

با خوشحالی از پیدا کردن مسیر دوباره به کنار مصدوم آمده و سایر دوستان را از محل حادثه به کنار جاده منتقل می کنیم ...
پس از چند دقیقه در کنار جاده موفق به برقراری ارتباط با تیم پیشرو می گردیم که در فاصله ای نزدیک در گوسفند سرا قرار دارند .
مدتی طول می کشد که به همراه رضا حنیفه از کوهنوردان نوشهری سر می رسند و کار بسکت کردن و انتقال مصدوم به بالا شروع می شود ...

از نیرو های امدادی خبری نیست و تصمیم می گیریم کار بسکت و انتقال مصدوم را انجام دهیم ....

سرعت عمل و آگاهی بچه ها در این حادثه یک تجربه برای همه ما بود ...

روحیه تیمی و روحیه خوب شخص مصدوم کمک بزرگی به کار انتقال در شرایط دشوار کرد ...
در نهایت ساعت از یازده شب گذشته بود که حبیب به کنار جاده خاکی رسید .
با کمک پویا آزادانی برای آوردن امبولانس به نوشهر رفته بودیم که متوجه ناهماهنگی بسیار در سیستم امداد و نجات کشور شدیم که خود جای ساعت ها بحث و گفتگو دارد .
اما همه چیز دست به دست هم داد تا این جادثه به خیر بگذرد ...

دو نفر از بچه ها با آمبولانس همراه حبیب رفته و بقیه شب را کنار جاده بیتوته می کنیم ...
این حادثه و کار امداد و نجات آن در شرایط سخت درس بزرگی برای همه ما بود .
به شخصه از حضور تک تک دوستان و تلاش آن ها سپاسگذارم و از همه آن ها درس هایی فرا گرفتم ...
عکس ها از :
مرتضی زارع ، کیوان تتاپور و فواد رضاپور ...
جزییات بیشتر حادثه را این جا بخوانید :
http://bistoonmountain.persianblog.ir/ دیار بیستون
http://hamkhaneha.blogfa.com/post-270.aspx همخانه ها
پی نوشت : این یک گزارش فنی نبود ... تنها یک برداشت شخصی بود از حادثه ای که اتفاق افتاد و به خیر گذشت ...و قطعا تلاش تک تک دوستان در این برنامه باعث موفقیت در امر امداد و نجات از دره شد .
|
+| نوشته شده توسط
فواد رضاپور در یکشنبه
1391/02/31
|