تبليغاتX
ماگما
از اوج آسمان تا اعماق زمین
  آبهای سرزمین مرا دریابید... !

      این روزها اگر گذارتان به اصفهان بیفتد با این تصویر تاسف برانگیز بار ها و بارها در تمام طول شهر مواجه خواهید شد ... حتی اگر نخواهید هم ، از هرجا هر پلی که عبور کنید محکومید این منظره را ببینید... رودی که زاینده اصفهان است و به نوعی با این شهر عجین گشته که بی هم هیچ معنایی ندارند ...

     اصفهان بی زاینده ، زنده نیست ...

    اما چیزی که برایم جالب آمد سفری بود که هفته گذشته به چهار محال و بختیاری داشتم . استانی که سرچشمه زاینده رود است ... شبی میهمان یکی از دوستان در روستایی به نام چمزین (chamzin ) بودم که زاینده رود پیش از سرازیر شدن به سد چادگان ازآن عبور میکند .

  پیش از رسیدن به روستا هیچ امیدی به زیبایی خیره کننده آن که سال گذشت ه هم دیده بودمش نداشتم .

    می پنداشتم رود خشک شده و منظره ای عبث پیش روست ... اما ... باورم نمیشد که از سال گذشته هم پر آب تر باشد !!!

    آری ... زاینده رود زنده است اگر بگذارندش !!!


   پس چگونه است که آب به اصفهان نمیرسد و از آنجا تا گاوخونی ؟

   در مورد داستان عدم مدیریت آبهای سطحی که بسیاری از تالابها و دریاچه ها و رودها را به کام خود کشیده و میکشد (mikoshad!) زیاد شنیده ایم و این هم یک نمونه دیگر ... داد سخن را کجا باید برآورد که گوش شنوایی بشنود ؟

    کجا و چگونه باید فریاد زد :

          آبهای سرزمین من را در یابید ...

          تا باطلاق همه را در خود فرو نکشیده است ...

|+| نوشته شده توسط ف رضاپور در چهارشنبه 1388/08/06  |
 سکوت کوهستان و غوغای تکنولوژی...
 

    خلبانان عزیز امداد و نجات ... با اینکه  استاد بنده اید و با تجربه و کار آزموده ...اما پرواز اینچنین در ارتفاع پست بواسطه صدای وحشتناکی که ایجاد میکند باعث لطمات جبران ناپذیری به پیکر محیط زیست می گردد ...تا آنجایی که حتی باعث سقط جنین در حیوانات وحشی باردار و فرار پرندگان از روی تخم شده که این خود باعث آسیب جدی به همین اندک حیات وحش در حال تخریبی هم که داریم میشود ...

    با اینکه شخصا به شما ارادت دارم و فداکاری شما را در امر امداد و نجات کوهستان  می ستایم اما تقاضا دارم از این پس این نوع پرواز هیجان انگیز با ارتفاع کم را در همان زمینهای بیابانی اطراف فرودگاه انجام دهید که هم خطر کمتری برای محیط زیست داشته باشد و هم ریسک کمتری برای خود شما ...با سپاس...

الوند....دیروز...


این عکس رو درست از همون نقطه ای گرفتم که عکس قبلی رو ... اما این کجا و آن کجا!!


|+| نوشته شده توسط ف رضاپور در شنبه 1388/04/20  |
 نیم نگاهی به تاریخ از نوع سنگ نوردی!!!

نیم نگاهی به تاریخچه سنگنوردی...

 

در شماره 51 فصلنامه کوه مقاله ای به چاپ رسیده با عنوان تاریخچه سنگ نوردی ! ... نوشته یا ترجمه خانم صبا جودکی ... درآن مقال مستندات سنگنوردی جهان با قدمتی در حدود یک سده بیان شده و عنوان تاریخ به خود گرفته است. دریغ که آنچه اصولا تاریخ نامیده میشود در تمامی اعصار بشری به دست قوم غالب نوشته شده است و از مورخانی مانند گزنفون و هردوت گرفته تا به امروز بی شک قضاوتهای شخصی در آن بی تاثیر نبوده است

به همین دلیل در کشوری چون ایران که بیشینه ای به قدمت تاریخ دارد و تاریخ آن عموما بوسیله بیگانگان به نگارش درآمده ، باستان شناسی اهمیت بیشتری پیدا میکند . ارزش کشفیات باستان شناسی از تاریخ مکتوب فراتر میرود و گاهی آنرا نقض میکند . چه آنچه باستان شناسی به روایت در می آورد بی غرض و با استناد به شواهد و مدارک موجود است و قابل استناد تر از تاریخ نامعلوم. همانگونه که همه روزه با کشفیات جدید گوشه های بیشتری از زندگی انسان باستان روشن میشود که در هیچ کجای تاریخ نگاشته نشده است

به مقاله سراسر دروغ مذکور باز میگردیم و گوشه هایی از آنرا مرور میکنیم

(( آلمانها و انگلیسی ها به دلیل ارتفاع کم کوههای آپ در کشورشان ! اولین کسانی بودند که مشخصا به سنگ نوردی پرداختند

(( سنگ نوردی در امریکا از سال 1920 به بعد آغاز شد ...))

(( استفاده از طناب سنگ نوردی تنها چند سال قبل از آن (1882) برای صعودهای آلپاین مطرح شده بود ولی تکنیک درست استفاده از آن وجود نداشت ...))

(( جی دبلیو ... در سال 1885 برای اولین باراز سیستم حمایت با طناب برای سنگ نوردی استفاده کرد!!))

به گستره وسیع ایران نظاره ای میاندازیم . در میانه های غربی اش در پای دیواره بلند بیستون ، کنده کاری عظیمی وجود دارد که افراد محلی آنرا فرتاش یا فرهاد تراش میخوانند. انگاره عظیمی که افسانه های زیبای ایرانی تراشیدن آنرا به فرهاد کوه کن نسبت میدهند که از عشق شیرین دست به سنگ میشود و در آخر نافرجام میماند . نظامی گنجوی 800 سال پیش داستان این عشق را در منظومه ای آورده که رقم ابیاتش سر به آسمان می ساید . آری ... بیستون را عشق کند و شهرتش فرهاد برد ، اما حقیقت چیز دیگریست .

آنچه فرتاش خوانده میشود ، در حقیقت باقیمانده یک کنده کاری عظیم باستانی با 200 متر طول و 40 متر ارتفاع است که به دلایلی هرگز به اتمام نرسیده و در تاریخ باستان بی نظیر مینماید . پس از گذشت قرنها هنوز اثر ضربه های تیشه در تمام طول و عرض آن به چشم میخورند .

امروزه فرتاش مکان مناسبی برای تمرینات صخره نوردی به شمار میآید ورولهای بسیاری روی صخره های تیشه خورده اش جای گرفته اند . مسیر های زیادی با درجات سختی مختلف روی آن گشایش شده اند و صدها نفر تا کنون آنرا صعود نموده اند ، اما شاید هیجان صعود به کمتر کسی فرصت تفکر درباره چگونگی بوجود آمدن این اثر تاریخی میدهد .

براستی نیاکان ما چگونه در ارتفاع 40 متری از سطح زمین حجاری میکرده اند؟

پاسخ این پرسش زیبا در انتهای مسیر روی طاقچه معروف فرتاش قابل رویت است . کارگاه های سنگی مناسبی که جهت بستن طناب و حتی محل نشستن حمایتچی روی صخره تراشیده شده اند هنوز پا برجاست و استفاده از طناب، که نیازمند تکنیکی برای صعود و فرود است را تایید میکند .

هرچند منظور از ساخت این اثر چیزی به غیر سنگنوردی ورزشی بوده اما با توجه به تخمین باستان شناسان تراشده شدن این اثر حدود 40 سال ( سه نسل ) به طول انجامیده است . قطعا در طی این زمان کسانی بوده اند که در کار سنگنوردی تبحر پیدا کرده و در این کار ابداعاتی پایه گذاری نموده اند . و اصلا دور از ذهن نیست که از این کار لذت میبرده و حتی در صعود و فرود با هم مسابقه میداده اند .!!!

از نحوه تراش سنگهایی که در پای دیواره ریخته شده است ، پیداست که سنگها از بالا به پایین تراشیده شده اند و جهت ساخت قصر و پلی در همان نزدیکی که ویرانه هایش هنوز پا برجاست به پایین انتقال داده شده اند . با توجه به گستردگی کار و تعداد زیاد جایگاههای حمایت پیداست که تعداد زیادی همزمان مشغول کار بوده و همگی با حمایت طناب و کمک حمایتچی فعالیت میکرده اند . به هر حال استفاده از طناب در این ارتفاع مسلم است و خود بهتر میدانید که طناب بدون گره و ابزار کارآیی ندارد

چند قرن به جلو میآییم ... دوره حکومت سلجوقیان و قلعه های معروف حسن صباح ... در کتاب خداوند الموت اینگونه آمده است

 فرمانده پس از رسیدن آن دونفر کوهی را که قلعه طبس بالای آن بود نشان داد و پرسید : آیا شما دو نفر میتوانید از این کوه بالا بروید؟ کوه پیمایان پس از گردش در اطراف کوه گفتند : اگر کسی از بالا سنگ بر سرمان نبارد ما میتوانیم از دامنه بالا برویم و هنگام بالا رفتن طنابی با خود میبریم وبوسیله آن طناب چیز های ضروری برای نصب یک چرخ را بالا میبریم . پس از اینکه چرخ نصب شد میتوان سربازان را با آن بالا کشید ...جلال الدوله گفت از این کوه که نشیب تند دارد چگونه بالا میروید : کوه پیمایان گفتند ما با خود میله های آهنی چون پله میبریم و آنها را در دامنه کوه نصب میکنیم و صعود میکنیم ... خداوند الموت ص 110

نمونه های اینچنینی در تاریخ ما بسیار است از گور دخمه های سراسر زاگرس گرفته تاکنده کاری های عظیم تخت رستم شیراز و قلعه های عظیمی چون قلعه بابک در کلیبر... بزرگ ترین تمدن ها در ایران در سایه سار کوه ها شکل گرفته اند و خانم جودکی ارتفاعات آلپ را عامل بوجود آمدن سنگ نوردی معرفی میکنند !! آری ، شاید آلمانها و انگلیسی ها اولین کسانی بودند که به سنگ نوردی از نوع نوین ورزشی پرداختند اما قطعا مبدع آن نبوده اند. نیاکان ما مبدع و پایه گذار سنگنوردی از این نوع و شاید نخستین استفاده کنندگان از طناب در صعود و فرود از صخره ها بوده اند و نسبت دادن این فن به بیگانگان تنها گامی دیگر دور شدن از تاریخ و فرهنگ ایران پهناور است

برتری باستان شناسی بر تاریخ اینست که با توجه به شواهد و مدارک موجود میتواند ناگفته هایی که زبان تاریخ از گفتن آنها قاصر است با قاطعیت بیان کند . و امروز بر ما بایسته است که با مطالعه و تحقیق بیشتر ابتدا خود و تاریخمان را بشناسیم سپس آنرا با سند و مدرک به جهانیان معرفی کنیم تا بیگانگان با تحریف حقایق و کمک ناخواسته رسانه هایی چون فصلنامه کوه بیش از پیش خود را صاحبان تاریخ و تمدن این کره خاکی نخوانند

 

بیستون ... فرهاد تراش ... چگونگی اتصال طناب به صخره و برپایی کارگاه ...


قلعه بابک ... کلیبر...


 زندان سلیمان ... تکاب ... محکومین با طناب به این تنوره عظیم سنگی فرستاده میشدند و تا پایان دوره محکومیت همانجا باقی میماندند و باز با طناب بالا کشیده میشدند.


قلعه الموت ... قزوین... اتاقها انچنان در دل صخره ساخته شده اند که به هیچ وجه قابل دسترسی نیستند.


تخت رستم ... شیراز ...بدون شرح!


|+| نوشته شده توسط ف رضاپور در یکشنبه 1388/03/10  |
 سو استفاده هیئت کوهنوردی استان همدان از اردوی هیمالیا نوردی ...
    برگزار اردوی دوم هیمالیا نوردی استان همدان در روز۱۰ و ۱۱  اردیبهشت  ماه در کوهستان شاهو ! خبر تاسف بر انگیزی بود... کوهستان شاهو در شمال شهرستان پاوه کوهستانی سنگلاخی و صعب العبور است با پوشش گیاهی زیبا و بی نظیر و افسوس که در همین روز همایشی چند هزار نفری !!!   در این منطقه برای فتح این کوه برگزار میشود که جدا از اهداف سیاسی که دنبال میکند و مد نظر این مقال نیست ضربه جبران ناپذیری به طبیعت این کوهستان زیبا وارد میاورد که خود بیش از هر کوهی زخم خورده گلوله توپ و خمپاره است ...

     این در حالیست که اکثر کشورهای کوهستانی در حال تدوین قوانین زیست محیطی در جلوگیری از هجوم بیش از حد کوهنوران به مناطق کوهستانی خود هستند و اینجا در ایران همایش های چند هزار نفری با افتخار برگزار میشود !...

    نکته تاسف برانگیز تر اینکه هیئت کوهنوردی استان همدان با آگاهی از خطرات زیست محیطی که اینگونه برنامه ها برای کوهستان دارد با این همایش همسو شده و اردوی تیم هیمالیا نوردی  آقایان خود را دراین کوه  برای باشکوه تر شدن  این همایش به اجرا در می آورد ! ... 

    کوهستان شاهو یک قله سه هزارو اندی متری بدون هیچ ویژگی خاص برای اجرای یک اردوی فنی شایسته است که به هیچ وجه صعود آن در خور یک اردوی هیمالیا نوردی نبوده  و نظیر این کوه در اطراف همدان بسیار بوده و در نتیجه هدف از برگزاری این اردو در این منطقه که مستلزم صرف هزینه و وقت بیشتری برای شرکت کننگان آن در ازای آموزش کمتری نسبت به کوههای همدان است چیز دیگریست ...

    این همایش هم تمام میشود و بوق و کرنای تبلیغات برای اجرای آن به صدا در خواهد آمد و آنچه بر جای می ماند تلی زشت از خاکروبه های پلاستیکی و حلبی در جایجای این کوه زیباست که تا هزاران سال مانند نیشی بر پیکر این کوه مظلوم  زخم خواهند زد  ...

 

  اینجا جای برگزاری اردوی هیمالیا نوردی نیست  ...

 جمعه ۱۱ ادیبهشت ۸۸ مهدی اعتمادفر حين دومين تلاش خود بر روی دائولاگيری برای هميشه با کوهستان وداع کرد...

|+| نوشته شده توسط ف رضاپور در جمعه 1388/02/11  |
 مرثیه ای برای درفک...
      فرماندار رودبار اعلام کرد: تله‌کابین رودبار در محور شیرکوه به قله درفک توسط بخش خصوصی ساخته می‌شود که بزرگترین تله‌کابین جهان خواهد بود 

مردان‌پور در گفت وگو با ایسنا ، منطقه خزر ، در این باره اظهار کرد : اعتبار این طرح330  میلیارد تومان برآورد شده که در شورای راهبردی گردشگری استان تصویب شد و مجری آن یک سرمایه‌گذار اهل رودبار است . وی افزود: مبدا این تله‌کابین شیرکوه ، ایستگاه دومش منطقه لارنه و مقصدسومش قله درفک است که طول مسیرش 13 کیلومتر است . مردان‌پور گفت : احداث هتل، استخر، امکانات ورزشی زمستانی و تابستانی همچنین بنای سالن‌های اجتماعات در مقصد برای نشست‌های علمی و پژوهشی در این طرح ملاحظه شده است. فرماندار رودبار تصریح کرد: قله درفک اشراف کامل به همه شهرهای گیلان دارد و در صورت اجرایی شدن این پروژه یک ثقل گردشگری ملی و جهانی در رودبار ایجاد می‌شود. 

منبع ایسکا نیوز ... با کسب اجازه از وبلاگ کلاغها     

روزنامه ی همشهری چند سال پیش خبری را از قول رئیس فدراسیون کوه نوردی ترکیه مبنی بر اعلام  دغدغه و نگرانی نسبت به خطر تخریب زیست بوم کوه آرارات منتشر کرد که متن کامل آن چنین بود :

« رئیس فدراسیون کوه نوردی ترکیه اعلام کرد: افزایش صعود کوه نوردان به قله آغری ( آرارات) بوم زیست این کوه را با خطر تخریب مواجه کرده است . به نوشته روزنامه رادیکال تنها در ۱۰ ماه گذشته سال جاری بیش از سه هزار کوه نورد خارجی و شش هزار کوه نورد ترکیه ای به این کوه صعود کرده اند . رادیکال به نقل از علاالدین کاراجا رئیس فدراسیون کوه نوردی ترکیه نوشت : بسیاری از کوه نوردانی که به آرارات صعود می کنند ، بدون دقت و توجه پسمانده های خود را در کوه رها می سازند . کاراجا گفت : در صورتی که تدابیر جدی در این زمینه اتخاذ نشود  کوه آغری و خصوصا قله آن به صورت زباله دانی در خواهد آمد . کوه آرارات در ترکیه به آغری داغی معروف است و با ۵۱۶۵ متر ارتفاع ، عنوان بلندترین قله این کشور را دارد »

 

در آن زمان ، در ارتباط با این خبر ، چند خطی را برای رئیس وقت فدراسیون کوه نوردی ایران و در انتقاد از بی توجهی و خط مشی غیر مسئولانه او _ در مواجهه با بوم زیست کوه های ایران _ نوشتیم . حرف ها و انتقادهائی که از سرناچاری گفته و نوشته می شد چرا که ... کوبیدن به در بسته ای بود که در پشت آن ، مخاطبان نقد ، خود به ساخت هتل و استخر و جکوزی در دامنه های دماوند مشغول بودند !! ... اکنون نیز باید خبر احداث بزرگ ترین تله کابین جهان را در دامنه های یکی از زیباترین کوه _ جنگل های ایران یعنی درفک بشنویم  و برای تخریب و نابودی محیط زیست آن ، انتظاری تلخ و کشنده را تجربه کنیم . چه باید کرد ؟ و البته ، حرف ها و انتقادهائی که هم چنان و از سر ناچاری گفته و نوشته می شود :

« خیلی خوب است که گاهی آدم هـــا می توانند غیرت ، تعصب و حساسیت از خود بروز  دهند . نمی دانیم در ترکیه این آقای کاراجا چقدر قدرت اجرایی دارد ، اما همیـــــــن که می داند باید نسبت به سرنوشت بلندترین کوه کشورش توجه و علاقه نشان دهد قابل ستایش است . اما فدراسیون کوه نوردی ما حتی این را هم نمی داند ! بوم زیست بـــــــسیاری از کوه های سرزمین مان ،  مثل دماوند ، علم کوه ، توچال ، الوند و ... سال هاست که در معرض خطر و آسیب های جدی و حتی در آستانه نابودی کامل قرار دارد ، اما مسئولین فدراسیون کوه نوردی ایران هیچ گاه  واکنش مناسبی که بتواند بیانگر نگرانی ، دغدغه ، غیرت ، تعصب و یا حساسیت آنان  نسبت به تخریب و نابودی بوم زیست کوه های این سرزمین باشد از خود نشان نداده اند !!  چرا ؟ »

 

 

    نمیدانم تا کی باید اخبار تاسف برانگیز در مورد طبیعت ایران بشنویم... و حالا نوبت به درفک رسیده ... الفاتحه مع الصلوات...                                   

|+| نوشته شده توسط ف رضاپور در جمعه 1387/12/16  |
 حداقل شش پیست اسکی...
  مرثیه ای برای خودمان !!! : هنوز مزه سوارشدن اسنوموبیل های جشنواره و مانور دادن روی برفها از زیر زبانمان نرفته که دوباره کیفور میشویم :   دکتر مرادی استاندار  شهر همدان  در تشریح برنامه های مربوط به دهه  فجر عنوان نمود : احتمالا جمعه آينده كه مردم هم در كوه هستند تله‌كابين گنجنامه را افتتاح خواهيم كرد كه يك جهش براي استان است. افتتاح پيست اسكي و كلنگ‌زني سيژ آن از جمله برنامه‌هاي ما براي دهه فجر است.

 

وي خاطرنشان ساخت: ما سال آينده حداقل شش پيست خواهيم داشت. لذا ميراث فرهنگي براي جشنواره آينده شرايط بهتري دارد. با دستگاه برف‌كوب پيست اسكي احتمالا عمر برف به پنج ماه خواهد رسيد. اما مي‌توانيم حداقل روي سه ماه آن كار كنيم تا برف براي ما در جشنواره معني پيدا كند و شكل جشنواره ملي باشد. مي‌توانيم جشنواره را به مدت 30 روز در 12 نوبت در دو روز آخر هفته و همين طور ساير تعطيلات رسمي، برگزار كنيم ... البته شنیدن این حرف : داشتن حداقل شش پیست در سال آینده...  امیدوار کننده و حتی تصور آن خوشایند است ... و از طرفی نوشتن نقدی در این زمینه بدور از انصاف چون هنوز سال آینده نیامده که مردد باشیم از کدامیک از این شش پیست استفاده کنیم یا اول کدامیک را انتخاب کنیم و حالی ببریم!!!  ...اما استاندار جان !!! افتتاح پیست اسکی با کلنگ زنی آن خیلی فرق دارد... این حرف شما را فراموش نکرده و یک سال صبر میکنیم ... اما سال دیگر هم میآید و ما در پیست سنگی تاریک دره فریاد میزنیم: استاندار دوستت داریم !!!             اینهم طبقه پنجم از پیست ششم ...البته حداقل پیست ششم!!!

|+| نوشته شده توسط ف رضاپور در دوشنبه 1387/11/14  |
 
 
بالا