اینجا هستم : در میان برفی کبود
دور از چراغ نگاهتان سوسو میزنم
من اینجا هستم : در میان برفی کبود
گاه به گاهی ...در این قطب
جرقه سنگ آتش زنه ای هستم
باز روز از درون غمی دیگر باز میگردد
وباز اینجایم...
باز روز از نو و روزی از نو
باز ریش تنهایی دیگری را میتراشم
هر چند آینه همان است و غبار نشسته بر آن همان...
شعر: شیرکو بی کس
عکس :همدان ...روستای چشمه ملک ...
|
+| نوشته شده توسط
ف رضاپور در سه شنبه
1388/10/15
|