چند روز پیش کنار جاده ای ایستاده بودم . ناگهان پرنده ای بسیار زیبا با ماشین پر
سرعتی برخورد کرد و روی زمین افتاد ... با تاسف کنارش رفتم . یک سبز قبا بود و
چقدر زیبا ... به ظاهر مرده می آمد اما قلبش هنوز میزد . با معاینه بیشتر
فهمیدم که زخمی برنداشته و بالهایش هم سالم بودند . چشمانش را از درد گشود اما
هیچگونه توان حرکتی نداشت . اگر رهایش میکردم دیر یا زود طعمه جانوران گوشت خوار
میشد و ...
نمیتوانستم موجودی را رها کنم که آسمان را بهتر از من می شناخت !...
به محل کارم بردمش و آبی به او خوراندم. پس از یک روز نگهداری به نظر
بهتر می آمد . احتمالا ضربه شدید و شوک حاصل از آن ، پرنده را به آن روز انداخته
بود ...
لحظه زیبا یی بود وقتی با تردید به سوی آسمان آبی پرتابش کردم ...
و رفت ...

پرنده زخمی ...




|
+| نوشته شده توسط
ف رضاپور در پنجشنبه
1388/08/14
|