روز شمار فعالیت در غار پراو

روز شمار فعالیت در غار پراو تا این لحظه: پس از هماهنگی و دسته بندی تیمهای فنی ساعت 8:30  صبح چهارشنبه(۲۹/۸/۸۷) دیروز تیم اول شامل : پیمان یاوری ، یوسف سورنی ،هومن فرزانه و رسول پیر محمدی وارد غار شدند وطی چهار ساعت اقدام به ترمیم کارگاه ها ، رول کوبی و ثابت گذاری تا چاه ده نمودند...
ادامه نوشته

پرواز به سوی خلیل...

   بالاخره بعد از بررسی وضعیت غار پراو و هماهنگی بین هیئت های کوهنوردی همدان و کرمانشام تیمی متشکل از کوهنوردان این دو استان بعد ازظهر امروز راهی پناهگاه پراو شدند ... وسایل و عده ای از کوهنوردان بوسیله هلیکوپتر طی سه پریود پرواز از پایگاه هوایی کرمانشاه به پناهگاه منتقل شدند وعده ای از تنگه چالابه به سمت بالا حرکت کردند...اسامی نفرات شرکت کننده در این عملیات بی سابقه عبارتند از  : خلبانان:  سرگرد عامریان و سروان همایون مولایی...  تیم همدان: جلال چشمه قصابانی ...عزت برق لشگری...رسول پور محمدی...هومن فرزانه...نیما اسکندری...سعید عریان پور...مجید احمدی...محمد حسینی...محمود هاشمی...احسان جباری...علی سعادت...احمد خلیلی ووحید جنتی...اعزای هیئت کرمانشاه : صحبت بهادرانی...پیمان یاوری ...بهنام راشدی ...یوسف سورنی نیا...هادی راد ناصر...حسن جوادیان... جواد الماسی...مسعود غلامی ... از تهران : کاظم فریدیان و جواد نظامدوست .. و دوستانی که ازشهرستانهای  اراک و کرج اعلام آمادگی نموده اند....برنامه بیرون آوردن پیکر شادروان خلیل عبد نکویی از فردا پس از برقراری کمپ پشتیبانی و سازماندهی تیمهای فنی در غار پراو عملا به مرحله اجرا گذاشته میشود... متاسفانه به دلیل مشغله کاری از همراهی بیشتر دوستان باز ماندم...امیدوارم بتوانم از روز جمعه  به بعد به آنان ملحق شوم ... با آرزوی موفقیت برای همه این بزرگان که با عزم راسخشان نوید حرکتی نو در تاریخ کوهنوردی کشورمیدهند... از چند کشور جهان هم بزرگانی(فدی نادر-ژان پییر بارتولینز-ملادن گاراس و...) با نوشتن نامه رسمی کمک فکری و آمادگی اجرای هرگونه اقدام عملی را اعلام نموده اند که در جای خود تحسین بر انگیز است و از طرفی جای تامل دارد که چرا آنها...؟ 

عکس ماه ...پس از باران ...

       دالاهو آبان۸۷

شرح کامل حادثه غار پراو از زبان یوسف سورنی نیا

به نام خدا

 

سه هفته قبل از اجرای برنامه با من تماس گرفت و خودشو معرفی کرد و عنوان کرد از دوستان نیما اسکندری است که بنده با ایشان آشنایی دارم . اعلام کرد که قصد پیمایش غار پراو را دارد در جوابش گفتم بله شناختم  آقا نیما در مورد شما با من صحبت کرده و گفته که قرار است با هم برنامه غار را انجام دهید  کی می خواهید به غار بروید  ؟

ادامه نوشته

آخرین عکسهای عکاس...از نگاه دوربین خلیل...

                                 در مسیر پراو۲۰۰  متری پناهگاه....                                   خلیل درچاه ۲۶ و...انتهای غار...    نصب  لوح یادبود  زنده یاد فریدون اسماعیل زاده توسط خلیل...

پراو...پلکانی بسوی تاریکی

بیست و پنج مهر ماه سال جاری به همراه خلیل عبد نکویی  و نیمااسکندری  برنامه ای بر پیمایش کامل غار پراو گذاشتیم … هماهنگی ها انجام شد و سوم آبان  برای تاریخ  اجرای برنامه  انتخاب شد که  با یک هفته تعویق به دهم آبان تغییر کرد. با توجه به اینکه پیش هم نبودیم هر نفر به طور جداگانه تمرینات وبدنسازی مناسب جهت غار نوردی در آن شرایط را انجام دادیم… چند روز قبل از روز موعود بعلت ماموریت  اجتناب ناپذیر کاری که برایم پیش آمد باز هم تاریخ پیمایش را عقب انداختیم … نیما  و خلیل از فرصت بدست آمده استفاده کردند و برای تمرین بیشتر به همراه چند نفر از دوستان به بیستون رفتند و به تمرینات سنگ نوردی وصعود با  یومارپرداختند … همان شب نیما با تماسی که با من گرفت اذعان داشت که خلیل  درصعود و استفاده از یومار بسیار کند است وبا این شرایط اجرای برنامه صحیح نیست…همان شب برنامه پیمایش غاربه همراه خلیل را کلا لغو کردیم و دیگر صحبتی از آن به میان نیامد …درست یک هفته بعد شب هفدهم آبان حمید امیری ازدوستان خوب کرمانشاهی که برای کوهنوردی به پراو رفته بود  با من تماس گرفت و گفت : امروز خلیل نیکویی و یوسف سورنی نیا را در پناهگاه پراو دیدم …قراره فردا با همدیگه برن توی غار …چطور شد شما نیومدین؟ مگه با هم نبودین؟… عرق سردی به پیشانیم نشست … خلیل بی اعتنا به اخطار ما و دیگران با یوسف هماهنگ کرده وراهی کرمانشاه شده بود…همراه خلیل خاموش بود و کاری از کسی بر نمیآمد…صبح روز بعد خلیل ویوسف وارد غار میشوند … روز بدی را سپری کردم با نگرانی و نگاههای ممتد به کوه پراو و فکر اینکه الان خلیل در دل این کوه سرد و بی روح چه میکند… یوسف و خلیل با سرعت نسبتا خوبی در غار فرو میروند … و به گفته یوسف چهار ساعته به  چاه 26 و انتهای غار میرسند … تنها عکس یادگاری خلیل از انتهای غار که در دوربینش به جا مانده گواه این ادعاست …اما در برگشت با مشکل مواجه میشوند …رسول چلنگر پور هم که به تنهایی مشغول پیمایش غار بوده به کمک میاید و حرامزاده ها و 39 پله را با زحمت صعود میکنند و نیروی خلیل در میان سرما و تاریکی غار رفته رفته تحلیل میرود…با دشواری و صرف وقت فراوان تا چاه 16 ادامه میدهند …رسول همانجا نزد خلیل میماند و یوسف به سمت بیرون حرکت میکند … نیمه های شب یوسف به بیرون غار میرسد و پس از تماس با هیئت کرمانشاه ودر خواست کمک و برداشتن مقداری غذا و لباس خشک  به درون غار میرود … ساعت 6 صبح با دیدن شماره حمید امیری روی گوشی یخ زدم …: خلیل در غار گیر کرده حاضر شو بریم کمک … بلافاصله به همدان زنگ زدم و بچه ها را خبر کردم و برای هماهنگی جهت گرفتن هلیکوپتر به پایگاه هوایی کرمانشاه رفتم… از همدان محمود هاشمی . نیما و محمد حسینی واحسان جباری بی درنگ با تجهیزات کافی به راه افتادند … از کرمانشاه  حمید امیری و چند نفر از دوستان  که نامشان را نمیدانم در حال بالا رفتن بودند …پرواز هلیکوپتر هم هماهنگ شد و تیم امداد با خلبانی سرگرد عامریان و ستوان  مسعود نظریان به سوی کوه پراو به پرواز درآمد …در این میان یوسف خود را به خلیل و رسول میرساند … قرار میشود خلیل را به کمپ15 برده ودر آنجا منتظر تیم امداد بمانند و رسول به علت سرمازدگی به سمت بیرون حرکت کند …تیم امداد اول به سرپرستی پیمان یاوری وارد غار میشود...رسول که  با تحلیل بدنی شدید از غار خارج میشود میگوید : خلیل در کمپ 15 خوابیده و قراره یه روز اونجا استراحت کنه بعد بیاد بیرون… موجی از دلگرمی  همه جا را میگیرد …سر حال می شوم و با محمود شوخی میکنم …تیم امداد دوم هم اماده میشوند که 6 صبح فردا درون غار بروند تا جایگزین نیروی قبلی شوند … خلیل که دجار هیپوترمی شدید شده بود به یوسف اصرار میکند که از کمپ 15 به بالا حرکت کنند تا گرم شوند … تیم امداد و تیم حادثه دیده در چاه 13 به هم میرسند …اوضاع خلیل بسیار وخیم بوده و در حال از دست دادن هوشیاری میباشد …تیم امداد با اظهار نارضایتی از جابجایی خلیل از کمپ 15 شروع به انتقال مصدوم به کمپ چاه پنج جهت استراحت و درمان میکنند…تراورس چاه 12 به چاه 11 به سختی انجام میشود... خلیل هرگز به چاه ده نمیرسد …ساعت 11 شب 19 آبان است …تیم امداد پس از تلاش و یک ساعت انتظار در کنار خلیل از بازگشت علائم حیاتی او نا امید می شوند و راه دهانه غار پیش می گیرند و4 صبح به پناهگاه می رسند …باور کردنی نیست … خلیل رفته است ...

حادثه در غار پراو

 کوهنورد فرهیخته خلیل عبد نکویی در چاه ۱۰ غار پراو جاودانه شد... روحش شاد...نیکویی

ریجاب بهشتی در دامن دالاهو

     در ۱۲۰ كيلومتري شمال غرب كرمانشاه به طرف قصر شيرين در مسير كرند به سرپل ذهاب درميان قله هاي برفگير و زيباي دالاهو و دامنه هاي پوشيده از درخت و دركنار رودخانه اي خروشان به جايي مي رسي كه گويي قطعه اي از بهشت است.
    اينجا «ريژاو» است. «ريجاب» يا «ريژاو» در زبان كردي به معني محل ريزش آب و آبشار است. با نخستين نگاه مي توان به دليل نامگذاري اين منطقه پي برد. از لابه لاي كوه هاي منطقه چشمه هاي بسيار زيبايي جريان دارد كه موجب پرآبي ريجاب شده است. برخي معتقدند كه كلمه ريجاب از كلمه كردي «رج ئاو» كه به معني آب منجمد شده يا آب بسيار سرد است گرفته شده است.
    منطقه ريجاب از نظر جغرافيايي منطقه اي كوهستاني و داراي آب وهوايي معتدل است كه از طرف شمال به كوه هاي دالاهو منتهي مي شود. وجود باغ هاي انجير، گردو و انار و رودخانه خروشان ريجاب كه سرچشمه رودخانه الوند است، برگي از طبيعت را در اين منطقه ورق زده است.
    در اينجا ديگر خبري از شلوغي و آلودگي نيست. تنها صدايي كه به گوش مي رسد غرش رودخانه درميان كوه هاي زيبا و در زير درختان سربه فلك كشده و درهم تنيده ريجاب است.
    از ريجاب در منطقه اي كوهستاني قرار دارد، وجود كوه هاي زيباي تلاش، مله سوره (كوه سرخ رنگ)، تاش خزي، كاو (كاب)، قله برزه، گل دره و ... در اين منطقه جذابيت دوچنداني به ريجاب داده است و بهانه اي را نيز براي كوهنوردان ...                                                                      اما جاذبه هاي ريجاب تنها محدود به طبيعت زيباي اين منطقه نيست. به عقيده بسياري از شرق شناسان و تاريخ نگاران به دليل استقرار نخستين حكومت ها در غرب، اين منطقه داراي غناي باستاني فراواني است كه بيستون و طاق بستان و صدها آثار تاريخي در كرمانشاه دليل بر اين ادعاست. منطقه ريجاب نيز اگرچه در نگاه اول فقط يك تفرجگاه طبيعي به نظر مي رسد، ولي در اين منطقه طبق بررسي باستان شناسان آثاري وجود دارد كه بر قدمت حضور انسان در اين منطقه مهر تأييد مي زند.
    از جمله اين آثار وجود راه باستاني ساساني در اين منطقه است. اين راه فقط به وسيله چهار پايان و يا با پاي پياده قابل عبور است و از جمله راه هايي است كه عشاير براي عبور و مرور خود از آن استفاده مي كنند.
    از ديگر آثار باستاني موجود در منطقه ريجاب مجموعه بناهاي يادماني قلعه يزدگرد است كه در ۱۵ كيلومتري سه راهي ريجاب به سر پل ذهاب قرار دارد. اين مجموعه از طرف شمال غرب با پرتگاه تندي كه از شيب آن كاسته مي شود به جلگه ذهاب مي رسد و از طرف شمال و شمال شرقي به صخره هاي پلكاني دالاهو منتهي مي شود. باستان شناسان قدمت اين بنا را به دوره ساساني نسبت داده اند. اين منطقه كه با عنوان قلعه يزدگرد در ادبيات باستان شناسي شناخته مي شود، داراي وسعت تقريبي حدود ۴۰ كيلومتر مربع و شامل چند محوطه در كنار هم است.
    علاوه بر قلعه يزدگرد در ابتداي باغ هاي ريجاب قلعه اي وجود دارد كه در زبان محلي به آن قلعه گه (قلعه كوچك) گفته مي شود.
   
     اينجا بهشت غرب است.

کوهنوردی

این جملات را سر ادموند هیلاری اولین انسانی که بیش از پنجاه سال پیش پا بر قله اورست نهاد ادا کرده و همنورد خوش ذوقی آنرا با خط خوش نوشته و به پناهگاه میشان الوند اهدا نموده است... اما کاش بعضی از دوستان آنرا در تابلوی دل خویش بنویسند و هرگز فراموش نکنند که:   کوهنوردی....     ا                                                                                                   

غار سراب

 برای رفتن به غار سراب از مسیر همدان در محور بیجار در تقاطع گل تپه به سمت  مسیر علیصدر در سمت راست حرکت کرده و بعد از طی مسافت حدود هشت کیلومتر به روستای سراب می رسیم در انتهای روستا داخل جاده ای شنی در سمت را ست به حرکت ادامه داده و پس از طی مسافت حدود 1.5 کیلو متر در سمت راست تپه ای با سنگهای اهکی نشانه ای از یک غار ابی به نام سراب می باشد ...

برای پیمایش این غار هم مثل سایر غار ها  نیاز به یک  راهنمای ورزیده  و تجهیزات فنی و ایمنی مناسب  می باشد داشتن تجهیزات فنی غار نوردی و همچنین چراغ پیشانی و باطری اضافه لباس گرم و ضد آب وکپسول اکسیژن برای موارد ضروری وتلمبه و تیوپ ماشین برای عبوراز  آب ضروری می باشد.          دهانه ورودی غار        حووضچه اول             مسیر غار افت و خیز زیادی دارد و فاصله دیوارها و ارتفاع سقف بسیار متغیر است...در طول مسیر به ۳ حوضچه آب بر میخوریم که با استفاده از تیوب و طناب از آنها عبور میکنیم... برای ادامه مسیر آشنایی کامل با سنگ نوردی الزامیست. مسیر حرکت بسیار متنوع و دارای درجات سختی متفاوت میباشد. البته  بیشتر گیره ها به صورت کراکس بوده و اصطکاک بالایی دارند...

پاییز

-(( در این شبگیر ...کدامین جام و پیغام صبوحی مستتان کردست ای مرغان....که چونین بر برهنه شاخه های این درخت برده خوابش دور ....غریب افتاده از اقران بستانش ...در این بیغوله مهجور.... قرار از دست داده  شاد میشنگیدو می خوانید؟ .... خوشا دیگر خوشا حال شما اما .... سپهر پیر بد عهدست و بی مهر میدانید؟ )).... -(( کدامین جام و پیغام ؟.... آنجا نگه کن .... با آفاق تنگ خانه تو.... باز هم آن کوهها پیداست....(م.امید...)همین

آبشار شلماش

این آبشار زیبا در دامن کوهستانهای زیبای غربی ایران در ۴۰ کیلومتری شهرستان سردشت قرار گرفته است . آبشار پلکانی و بلند بوده و آب هر سه پله در انتها تشکیل حوضچه کوچک و زیبایی میدهد و به پله بعدی میریزد ...منطقه در فصل بهار بسیار پر آب بوده و امکان صعود از آبشارها وجود ندارد اما با توجه به  اینکه ما در اواخر مرداد ماه از منطقه دیدن کردیم و آب فشار چندانی نداشت موفق به صعود از انتهای آبشار سوم تا حوضچه آبشار اول شدیم... عکسها  به ترتیب ۱ حوضچه ۱و۲ ... ۲ حوضچه سوم ...و۳ آبشار اول را نشان میدهند...