چشم انداز ...

بیستون ... امروز ...

کتابخانه کوهستانی یخچال واقع در پناهگاه یخچال اولین کتابخانه کوهستانی ایران زمین و از دستاورد های فرهنگی ششمین صعود قلم در قله یخچال بود که به پیشنهاد حسین زندی در این صعود و با همکاری و همیاری دوستان صاحب قلم و اندیشه تاسیس شد . شاید در نخستین روز های تاسیس این کتابخانه خیلی ها با شک به این حرکت نگاه کرده و به ماندگاری کتاب ها در یک پناهگاه کوهستانی که نگاهبان و متولی خاصی ندارد شک داشتند . اما امروز پس ازگذشت بیش از یک سال از تاسیس این کتاب خانه کوچک میبینیم که کتاب ها همچنان در جای خود باقی هستند و گه گاه توسط کوه نوردان ورق می خوردند ...

بی شک فرهنگ کوه نوردان شهر همدان در حفظ پناه گاه های کوه نوردی منطقه الوند در این مهم بی تاثیر نیست و جا دارد به همه کوه نوردان شهرم به خاطر فرهنگ بالای کوه نوردی صمیمانه تبریک و دست مریزاد عرض می کنم ...

چند کتاب رو هم رها دختر عموی کوچکم به این کتابخانه اهدا کرده که از دیدنش خیلی خوشحال شدم و بهش تبریک می گم ...

براساس اعلام حسین عمیدی, ژاندارمری منطقه شامونیکس فرانسه گزارش عملیات جستجوی خود درباره هیمالیا نورد خوب کشورمان «مهدی عمیدی» را به گروه اعزامی از طرف خانواده ایشان با هماهنگی سفارت جمهوری اسلامی ایران در فرانسه به سرپرستی حسن عمیدی در روز جاری (جمعه 26 آبان 91) به شرح ذیل اعلام داشته است:
آقای مهدی عمیدی آخرین بار ساعت 11 صبح 16 اکتبر 2012 (25 مهرماه 1391) حوالی پناهگاه تت روس در ارتفاع 3200 متری در حالیکه قصد صعود انفرادی به قله مون بلان و سپس قله سرون واقع در سوئیس را داشته توسط دو کوهنورد لهستانی رویت شده است.
شرایط نامناسب جوی از تاریخ 2 نوامبر 2012 (12 آبان ماه) زمانیکه ژاندارمری از طریق سفارت ایران در فرانسه متوجه ناپدید شدن مشارالیه در منطقه مون بلان گردید تا تاریخ 6 نوامبر (16 آبان ماه) امکان انجام عملیات شناسایی فوری در مسیر احتمالی آقای مهدی عمیدی را سلب نمود.
در تاریخ 7 نوامبر 2012 (17 آبان ماه) شرایط جوی مون بلان اجازه شناسایی و جستجوی دقیق مسیر عادی به سوی قله مون بلان را داده است. 2 مامور امدادگر ژاندارمری شامونیکس در کلیه محل هایی که احتمالا آقای مهدی عمیدی از آنها عبور کرده یا توقف داشته شامل ناید دایجل، کابان دس روگنس، تت روس، گوتر و والوت با هدف پیدا کردن هر گونه نشانه ای نسبت به جستجوی بسیار دقیقی اقدام نمودند.
بطور همزمان هلی کوپتر ژاندارمری بر فراز کلیه مسیر و محورهای سقوط (دارای پرتگاه) بمنظور پیدا کردن نشانه ای (چادر , چوب کوهنوردی , کوله و ...) از کوهنورد گم شده پرواز کرد اما هیچکدام از این تحقیقات منجر به پیدا کردن نشانه ای از آقای مهدی عمیدی نشد.
8 نوامبر 2012 (18 آبان ماه) بین رسانه های محلی و تخصصی اعلامیه ای در خصوص مفقود شدن آقای مهدی عمیدی پخش شد و همچنین اطلاعات کوهستان وال دائوست ایتالیا و زرمات سوئیس در جریان ناپدید شدن مشارالیه قرار گرفتند.
با توجه به زمان سپری شده از تاریخ ناپدید شدن آقای مهدی عمیدی و همچنین بارش برف تا سطح یک متر در ارتفاعات مون بلان احتمال زنده پیدا کردن نامبرده بسیار ضعیف می باشد . برهمین اساس دادگاه بوننوال اطلاعات آقای مهدی عمیدی را شامل DAN و ... در فهرست ناپدید شدگان قرار داده تا در صورت پیدا کردن وی در آینده بتوان ایشان را شناسایی و به بستگانش اطلاع دهد.
شایان ذکر است در پایان مقامات ژاندارمری شهر شامونیکس لوازم اضافی آقای مهدی عمیدی را که در محلی معروف به لابلوارد توسط نیروهای امدادی پیدا شده بود را به برادر ایشان آقای حسن عمیدی تحویل داده اند.
همچنین گروه اعزامی از سوی خانواده ایشان با هماهنگی مقامات ژاندارمری از محل پیدا شدن وسایل اضافی آقای مهدی عمیدی که در ارتفاع 1000 متری قرار دارد و ابتدای مسیر صعود به قله مون بلان می باشد بازدید نموده اند .
گروه مذکور پس از بازدید از منطقه مون بلان و همچنین گفتگو با برخی از راهنمایان منطقه که از سوی همنوردان آقای مهدی عمیدی از ایران معرفی شده بودند عملیات جستجوی در منطقه را فعلا پایان یافته تلقی نمودند.
منبع : کوه نیوز ...
پی نوشت : امیدوار باشیم که مهدی هنوز جایی نفس می کشد ...

پس از اعلام برنامه آزادکوه توسط خانه کوهنوردان و ثبت نام علاقمندان شرکت در برنامه تیمی 7 نفره در روز پنج شنبه ساعت 15 از تهران توسط دو خودرو سواری به سمت کرج و جاده چالوس حرکت کردیم و پس از رسیدن به پل زنگوله مسیر را به سمت بلده ادامه دادیم و پس از رسیدن به روستای میناک وارد جاده فرعی منتهی بهروستای کلاک شدیم و پس از رسیدن به روستای کلاک و پارک ماشینها ساعت 19:30 به سمت آزادکوه حرکت کردیم.
پس از گذر از روستا مسیر با پاکوبی مشخص در دره کلاک ادامه یافت و پس از عبور از گوسفندسرا به محل برپایی چادرها رسیدیم.از محل گوسفندسرا به بالا مسیر پوشیده از برف بودپس از رسیددن به محل چادرها و برپایی چادر مشغول استراحت شدیم وقرار بر این شد روز بعد در صرت مساعد بودن هوا تیم به دو گروه تقسیم شوند.یک تیم از مسیر گرده شرقی و تیم دیگر از مسیر نرمال عازم قله شوند.
صبح روز جمعه گروهی دو نفره (رشید صمد زاده و نیما اسکندری)به سمت تیغه حرکت کردیم و سایر دوستان از مسیر نرمال راهی قله شدند.برف پودری و بی ثباتی زیر تیغه را پوشانده بود .پس از کمی تراورس از زیر تیغه به محلی رسیدیم که محل سوار سدن بر روی گرده بود.در ساعت 10:15 دقیقه بعد از کلی برف کوبی بر روی گرده سوار شدیم.رخ جنوبی برف کمتری نسبت به رخ شمالی داشت .از ابتدای گرده مسیر با دست به سنگها و فراز و فرودهای زیاد به قله میرسد.بی شک صعود زمستانی گرده جزءبرنامه های زیبا و فنی وترکیبی در البرز به حساب می آید.ایمن مسیر از نظر بهمن ایمن است اما مسیری بادگیر می باشد و عبور آن دز زمستان مستلزم داشتن تجربه فنی می باشد و صعود آن بدون استفاده از ابزار و تجهیزات فنی میسر نیست.تیم ما ساعت 11:45 به قله رسید.دوستانی که از مسیر نرمال عازم قله بودند ساعت 11:30 قله را صعود کردند. پس از صعود قله و توقفی کوتاه از مسیر نرمال به سمت پایین حرکت کردیم و بعد از جمع آوری چادرها به کلاک بازگشتیم.
نفرات تیم:رشید صمد زاده(سرپرست)-نیما اسکندری-بردیا شاهدوستی-محمد فرنگین-پارسا قاضی-آرش رنجبر-حسام قاضی












و آفتابی رطوبت زده
که در فراخی بی تصمیمی خویش
سرگردانی می کشید
و در تردید میان فرونشستن و برخاستن
به ولنگاری یله بود ...
شعر : احمد شاملو ...سفر
عکس : فواد رضاپور ... تاکستان

سُماموس یا سَماموس واژه ای است گیلکی و نام چکادی است با ۳۶۷۸ متر ارتفاع، مرتفع ترین قله مشرف به دریای خزر در استان گیلان، همرز با شهرستان رامسر.
درباره معنای آن اختلاف است اما در این که واژهای ترکیبی است به ظاهر هیچ اختلافی نیست. برخی آن را ترکیبی از دو واژه سمام (با زبر و فتحه سین) (samam) و (somam و sumam) و موس (mos و یا mus) میدانند.
معانی واژه سماموس (samamus)یا سوماموس (somamos)(sumamos).
در خود معنای واژه سمام نیز میان مردم اختلاف است که این اختلاف به سبک خواندن و تلفظ این واژه بر میگردد.
معنای نخست: برخی سماموس را ترکیبی از دو واژه سمام و موس دانستهاند. در نظر ایشان موس به معنای هر چیز تپه مانندی است که از این رو به کون، † قله، تپه و بلندی موس و یا موز میگویند. در این منطقه واژه موس به معنای باسن به کار رفتهاست و به آن «موس» و در صورت نسبت و دشنام و ناسزا «موسی» گفته میشود. بنابر این تفسیر، معنای سماموس، قله و چکاد سمام یعنی آبادیهای پایین اشکور است.

معنای دوم: برخی سوما را به معنای مادهای دانستهاند که از آن شربتی مقدس ساخته و در آیینهای مذهبی زرتشتی و آیینهای هندی † مصرف میشدهاست. بر پایه این تفسیر و معنا از واژه سوما (که مردم با پیش و ضمه سین این واژه را نیز تلفظ میکنند) سوماموس به معنای چکادی است که در منطقه رویش و پرورش سوما قرار دارد. این نوع نامگذاری در منطقه بسیار دیده میشود، مانند توبن به معنای منطقهای که در آن درخت تو (با زبر تاء و اشباع واو) میروید و بن به معنای زیر و بنه است؛ یعنی در زیر و بنه منطقه رویش درخت تو. در مناطق دیگر از استانهای شمالی نامهای دیگری میتوان از همین ریشه یافت که سوماسرا (sumäsarä) در غرب گیلان یکی از شهرهایی است که از این نام اشتقاق یافتهاست و به معنای سرزمین و محدوده آزاد و بدون دیواری است که گیاه سوما در آن میروید. البته به اشتباه این نام تصحیف شده و در حال حاضر به نام صومعه سرا خوانده میشود که نادرست و برخلاف لهجههای گیلکی است.
معنای سوم: برخی سماموس را ترکیبی از واژه سه و ماموس دانستهاند و ماموس یا ماموز را نام منطقه و آبادی سه گانهای دانستهاند که در زیر این قله وجود دارد. بنابر این نام چکاد از نام آبادیهای سه گانه آن گرفته شدهاست.

معنای چهارم: برخی نیز سو (su) را به معنای نور و روشنایی † گرفتهاند، چنان که میگویند «سوی چشمانم کم شد»، که این عبارت به معنای کم شدن دید شخص است. بنابراین سوماموس به معنای روشنای و ماموس نیز نام منطقهاست. این چکاد را از آن رو به نام سوماموس خواندهاند که روشنایی آن بس خیره کنند است؛ زیرا این چکاد بزرگ برف نشین در هنگام برخورد تابش آفتاب بسیار خودنمایی میکند و در هنگام زمستان و آفتابی بودن آسمان، روشنایی و بازتاب نور خورشید آن واقعا دیدنی و جذاب است، به ویژه که این چکاد را میتوان از دشتهای لنگرود تا نزدیکی تنکابن به وضوح دید.
معنای پنجم: برخی آن را ترکیبی از «سوماً و»موز«و یا مازو دانستهاست که»مازو و موز" به معنای رشته کوهها، کوهستان و نیز قله آمدهاست † چنان که در معنای مازندران گفتهاند که آن آبادی است که درون کوهستان و یا قلهها و یا درون رشته کوهها قرار گرفتهاست. † البته نا گفته نماند که واژه مازو نام درختی نیز میباشد که در پارسی آن را بلوط گویند. در جنگلهای شمالی چند گونه از بلوط یافت میشود که از معروفترین آنها مازو و پلوت است.†
معنای ششم: برخی از اهالی، سما را مخفف آسمان † و موس را به معنای چکاد و قله گرفته اند؛ بنابراین سماموس به معنای چکاد آسمان گفتهاند. این معروف ترین معنای سماموس در زبان توده های مردم در رامسر و رودسر است. گالش های منطقه آن را قله آسمان معنا می کنند.

معنای هفتم و هشتم: البته برای آن دو معنای دیگری میتوان یافت که این سه معنای اخیر شاید به حق نزدیکتر باشد. گروهی واژه سوم (به پیش سین) را به معنای گیاه چرید چهارپا و چرا کردن و وزیدن باد دانستهاند. † پس سوماموس به معنای قله چراگاه و یا قلهای است که گیاه مخصوص چریدن چهارپایان وجود دارد. این معنا از آن رو درست مینماید که در این منطقه از گذشته چراگاه چارپایان بودهاست و هنوز هم گلههای بزرگ است در دامنه آن رها و در حال چریدن است. افزون بر آن که در زمانه ما نیز چراگاه رمههای گالشها در تابستان و بهار است. چنان که از اسناد تاریخی نیز به عنوان چراگاه خاندانهای معروف جورده رامسر مانند شل شریف و سطان رستم یادشدهاست.
معنای نهم: گروهی دیگر سمام را به معنای باز و شاهین شکاری دانستهاند.† پس سماموس ترکیبی از سمام و موس است که در حالت ادغام تخفیف داده میشود و سماموس خوانده میشود. در این صورت سماموس به معنای آشیانه شاهین و عقاب معنا میدهد که این دور از ذهن نیست.
قلههای دیگر سماموس
چکاد سوماموس و یا سماموس دارای چهار قلهاست که بلندترین آن در غرب قرار دارد قلههای شرقی آن شامل سرخ تله و قله زلزلان دشت و سه برار رژه (رجه) است. به نظر میرسد که نام این شرقیترین بخش نام خاص و ویژه آن نباشد، بلکه اشاره مردم جورده (جواهرده کنونی، چون جورده در برابر جیرده به معنای بالا دهاست) رامسر به سه قلهاست، زیرا رژه و یا رجه در زبان محلی به معنای قله و ردیف و یا ایستاده و به نظم در آمده نیز به کار رفتهاست † که در این صورت به معنای سه برادری است که ردیف و در کنار هم به رژه ایستادهاند. در قم در کنار جمکران دو قله است که از آن به دوبرادران تعبیر می شود. بنابراین در عرف مردم ایران، کاربردی از این است متداول و رایج است. بر اساس این نظریه می بایست گفت کاری که برخی انجام میدهند و بر سر یکی از قله سه نماد سنگی و ردیف میسازند، مفهوم درستی پیدا نمیکند. بر این پایهاست که برخی بر این باورند که مردم جواهرده با اشاره به سه قله و چکاد شرقی سماموس یعنی قلههایی که از جورده به چشم میآید و کاربرد نام سه برار رژه در حقیقت به این سه چکاد سماموس را اشاره میکنند.
عکس ها : فواد رضاپور

ویک سئوال بی پاسخ : حدود و ثغور شرکت تله کابین تا کجاست ...گنجنامه ...میدان میشان...قله ارس...تخت نادر...یا قله؟؟؟ و جایگاه روابط عموی اش کجاست ؟
ادامه مطلب در : http://mishan.blogfa.com/

سومین نشست کوه نویسان استان همدان پنجشنبه هفته جاری در محل پناهگاه تاریک دره همدان برگزار می گردد .
از کوه نویسان خوب همدانی : تاریخ کوهنوردی همدان ، کوهستان ، فاتحان خورشید ، الوند پرس ، دیار الوند ، زیر آسمان آبی الوند ، قزل کوه ، صخره ، همدان کوه ، شازده کوچولو ، ، زاگرس ، خط الراس الوند ، طبیعت همدان ، فاتحان مهتاب ، راه شیری ، دختر کوهستان و نویسندگان وبلاگ های گروه اورنت ، گروه یاران ، گروه پویان ، گروه سامان ، گروه آرش، گروه زاگرس، کانون کوهنوردان همدان ، هلال احمر همدان ، هیئت کوهنوردی همدان ، و ... سایر گروه ها و کوهنویسان عزیز همدانی دعوت می کنیم در این جمع صمیمی و فرهنگی حضور بهم رسانند .
تاریخ و محل قرار : روز پنجشنبه 18 آبان ماه 1391 راس ساعت 17:00 در پناهگاه تاریک دره همدان ...
طرح از : عباس چشمه قصابانی

من از جهان بی تفاوتی فکرها و حرف ها و صداها می آیم
و این جهان به لانه ی ماران مانند است
و این جهان پر از صدای حرکت پاهای مردمیست
که همچنان که ترا می بوسند
در ذهن خود طناب دار ترا می بافند
و بالاخره در سال روز نبود فریدون اسماعیل زاده (16 آبان ماه 84) کتاب او چاپ و آماده توزیع گردید تاخیر هفت ساله انتشار آن را به مانند همه چیز در عدم مسئولیت پذیری، بوروکراسی اداری و رخوت شرقی همه ما باید گذاشت. ما که دیر اقدام کردیم، ارشاد که دیر مجوز نشر داد و کسانی که دیر دست به جیب شدند.
در این کتاب هیچگونه ویرایش و بازنویسی از طرف انجمن کوه نوردان ایران، باشگاه آرش و دوستان فریدون انجام نگرفته و مطالب کتاب عیناً همان است که در زمان حیات فریدون و با کمک نشر نی (جعفر همایی) آماده چاپ شده بود که فریدون نماند و نشر نی در چنبره مسائلی دیگر.
خوب بود که این کتاب همراه با عکس های مرتبط با موضوع (بیش از 600 عکس) چاپ می شد اما بعلت هزینه فوقالعاده گران جهت چاپ عکس رنگی در متن کتاب (ضمن اینکه کیفیت عکس ها نیز بعلت نقائص دوربین پائین بود) صرفنظر گردید. بنابراین عکس های اسماعیل زاده بصورت CD همراه با کتاب توزیع می گردد.
باید توجه داشت که هدف اسماعیل زاده از گردآوری این گزارشات و چاپ آن بصورت کتاب و همان طور که از نام آن بر می آید دادن اطلاعات لازم برای صعود قله های عمدتاً بیش از 3500 متر ایران بوده. پس این کتاب و رنجی که برای تهیه مطالب آن متحمل شد برای خاک خوردن در قفسه کتابخانه های شخصی نیست و بهتر است همه ما به ایده و عقاید او احترام گذاشته و کتاب را بصورت چرخشی برای اجرای برنامه های کوه نوردی در اختیار کوه نوردان قرار دهیم.
این کتاب برای خرید و فروش نیست و هیچگونه وجهی بایت توزیع این کتاب از هیچ کس دریافت نمی شود و هزینه چاپ و توزیع آن بوسیلۀ انجمن کوه نوردان ایران و تعدادی از دوستان زنده یاد فریدون اسماعیل زاده از سراسر ایران پرداخت می شود.
از عموم تشکل های کوه نوردی در سراسر ایران تقاضا می شود آدرس دقیق خود (جهت ارسال پستی) یا نحوه دریافت کتاب را- از طریق ایمیل و با ذکر یک شماره تلفن جهت تماس به اینجانب اطلاع دهند.
لیستی از دوستان، استادان، کوه نوردان آزاد و مکان های خاص بوسیله خود فریدون و دوستان او تهیه شده که کتاب به آنها نیز تقدیم می شود. اگر عزیزی از قلم افتاده لطف کرده و به من اطلاع دهد.
کیومرث بابازاده
منبع : کوه نیوز
![]()
چهار شنبه 22 مهر ماه ، به اتفاق دوستانی از گروه فراز شهرکرد ، عازم خطالراس شرقی رشته کوه زردکوه شدیم ... هدف برنامه شناسایی مناطق صعود نشده و ندرتا صعود شده این منطقه کوهستانی پیچیده و یافتن راهی برای فرود زمستانه از قلل این منطقه بود که هنوز هیچ برنامه زمستانی به خود ندیده اند ... جاده فرعی که از شهر فارسان به سمت روستای دو آب صمصامی میرود از میانه های راه وارد مسیر خاکی عشایری میشود که تا چشمه بزرگی موسوم به چشمه ماربره امتداد می یابد .
از چشمه به سمت شرق به راه افتادیم و به دنبال راهی برای سوار شدن به خطالراس و صعود قله درویش کزلی 4134متر وارد دره تنگ بی نام و نشانی شدیم . هنوز ارتفاعی نداشنتیم ولی باد خنکی میوزید و حرکت را در گرمای ظهر راحت تر میکرد ... چند متر بالا تر در ارتفاع 2500 متری به یخ خشک و کهنه ای برخوردیم که علت خنکی بیش از حد هوا بود ... در ادامه دره تنگ تر و ریزشی شد و تنها راه عبوری، ادامه مسیراز میان دره بود . شکاف های یخی که در این موقع از سال به حداقل میرسند در تمام طول راه وجود داشتند و حرکت روی سنگلاخ خشک و بی گیاه در قعر دره ادامه داشت ... حدود 1000 متر بالا تر ناگاه دهانه بزرگی از غار یخی شگفت انگیزی همه را درجا میخکوب کرد ...
یخ سبز و بلور و لایه های مختلف یخهای کهنه ، مانند تنه درختان کهنسال نشانی از قدمت این غار یخچالی عظیم است .قدمت یخ، خشکی و درجه سختی یخ تشکیل دهنده این غار چیزیست که آنرا از تونل های برفی ایجاد شده در سایر یخچالها که اغلب تا اواسط تابستان عمر میکنند متمایز میکند . هنوز آمار دقیقی از این غار های برفی در دسترس نیست و تعدادی اندکی شناخته شده اند مانند تنگ برفی اشترانکوه .غار برفی دنا ، تنگ سیدان و غار برفی چما که پیش از این به عنوان بلند ترین غار برفی ایران معروف بود . اما غارو یخچال کشف شده فوق با اندازه گیری های دقیق با جی پی اس حدود 2800 متر طول و 700 متر ارتفاع آنهم در خشک ترین موسم سال ، بی شک بزرگترین پدیده از این نوع در ایران و احتمالا خاور میانه خواهد بود .
روی غار کاملا با سنگ و خاک پوشیده شده و از بالا دبده نمیشود .در داخل غار رودی جریان ندارد و دمای هوا زیر صفر است . یخها کاملا مستحکم و مناسب جهت ایجاد کارگاه با پیچ یخ و یخ نوردی هیجان انگیز در تمام ابعاد غار است . از اینکه وسایل یخ نوردی همراه نداریم متاسف میشوم . حدودا یک مسیر 300 متری در اواخر طول یخچال درگیر یخ میشویم که با تنها کلنگی که همراه داریم از آن عبور میکنیم ...
با حرکت در طول مسیر با 8 دهانه بزرگ غار مواجه شدیم که احتمالا در فصول پر برف تر به هم میپیوندند و طول غار ازاین هم بیشتر میشود ... مسیر بسیار ریزشی و حرکت روی مورن ها به سختی صورت میگیرد . به عنوان اولین کسی که از اینجا عکاسی میکند در پوست خود نمیگنجم و تمام زوایای دره را از چشم دوربین میگذرانم .
در طول حرکت دو بار با ریزش سنگ مواجه شدیم و هر بار با خوش شانسی به خیر گذشت .عبور از یخچال و دره تاریک حدود 4 ساعت به طول انجامید و در پایان خود را در دایره ای محسور از کوههای درویش کزلی ، چگاله ؛ نازی و تعدادی قله بی نام با ارتفاع بیش از 4000 متر یافتیم و شبی را در مرکز آن دایره به صبح رساندیم ...
![]()
ابتدای دره ...
![]()
چشمهای یخی !
![]()
دهانه ...
![]()
روزنه !
![]()
شمارش لایه های یخ ...
![]()
پنجره !
![]()
دهانه ...
| نام نقطه | تاریخ و ساعت | موقعیت جغرافیایی | ارتفاع |
| چشمه ماربره Marboreh | 10/14/2009 11:04 | N32 19.581 E50 10.065 | 2393 m |
| ورود به تنگ کزلی | 10/14/2009 12:26 | N32 18.862 E50 10.644 | 2535 m |
| چشمه کوچک | 10/14/2009 13:05 | N32 18.271 E50 10.549 | 2573 m |
| اولین قطعه برف | 10/14/2009 13:47 | N32 18.192 E50 10.200 | 2675 m |
| ابتدای قطعه یخچال ها | 10/14/2009 14:20 | N32 18.146 E50 09.613 | 2761 m |
| غار یخی | 10/14/2009 16:30 | N32 18.286 E50 08.780 | 3016 m |
| انتهای غار یخی | 10/14/2009 18:15 | N32 17.895 E50 08.147 | 3341 m |
| محل شب مانی 1 | 10/15/2009 7:32 | N32 17.744 E50 07.898 | 3370 m |
| گردنه | 10/15/2009 9:50 | N32 16.892 E50 07.711 | 3855 m |
| محل پیوست یال فرعی درویش کزلی و خط فراز اصلی | 10/15/2009 11:12 | N32 16.759 E50 08.277 | 3927 m |
| قله درویش کزلی | 10/15/2009 12:16 | N32 17.111 E50 08.479 | 4086 m |
در مرز نگاه من
از هرسو
دیوارها
بلند
دیوار ها چون نومیدی بلندست
آیا درون هر دیوار
سعادتی هست
وسعادتمندی
وحسادتی؟
که چشم اندازها
ازاین گونه
مشبک است
و دیوارها و نگاه
در دوردستهای نومیدی
دیدار می کنند
و آسمان زندانی ست
از بلور؟

در اولین عکس هایی که سال ها پیش از دماوند و قله زیبایش دیدم چیزی که بیشتر از همه برایم عجیب بود گوسفند های منجمد روی قله بود ... بعد ها با کوه نوردان محلی اهل رینه و پلور هم که صحبت کردم هر یک داستانی می گفتند که به نظرم زیاد منطقی نمی آمد ... در نوشته های قدیمی مربوط به دماوند هم چیزی در این باره نمی خوانیم ...
به نظرم این حیوانات بخت برگشته مدت زیادی نیست که روی قله اند ...
کسی داستان این گوسفندان منجمد را می داند ؟!