کوبیسم در کمجل !

    کوبیسم سبکی در نقاشی و مجسمه سازیست که به معنای حجم گرایی در کار هنری می باشد . مبدع این سبک پابلو پیکاسو نقاش معروف اسپانیاییست که آثار ارزشمند او شهره عالم هنرند . 

    در برنامه ای که اخیرا در دره کمجل داشتیم با صحنه طبیعی مواجه شدم که مرا به یاد اثری از این نقاش انداخت .  کنده کاری بزرگی که دست طبیعت روی صخره ای با سبک کوبیسم به تصویر کشیده است  که هشت چهره انسان را با حالات مختلف به تماشا گزارده ...

 یاد سخنی از یکی از بزرگان افتادم که می گفت : انسان هیچ سبک ، تصویر ، نغمه ، و آهنگی را نمی سازد . همه آن ها خود در دل طبیعت وجود دارند و هنرمند تنها آن ها را کشف می کند ! 

شما هم ببینید : 


نام آبشار مجاور این صخره را آبشار کوبیسم می گذارم ... 


 نقاشی مشابهی ببینید از پیکاسو در همین سبک :


یکی از بکر ترین کوهستان های ایران درگیر صحنه جنگ شده است !!

    

    کوهستان قندیل یکی از بکر ترین مناطق کوهستانی ایران زمین در مرز بین کشور ایران ، ترکیه و عراق و در قلب سرزمین کردستان واقع شده شده است . این کوهستان یکی از آخرین زیست گا ه های امن کوهستانی در کشور به شمار رفته به علت صعب العبور بودن مامن بسیاری از جانورانیست که بیشترشان در خطر انقراض قرار دارند . 

   متاسفانه این روز ها این کوهستان بکر و زیبا صحنه مبارزه بین نیروهای نظامی سپاه پاسداران ایران و ارتش ترکیه با گروهک های پ ک ک  و پژاک گشته است ... 

   فارق از آن چه بین این گروه های نظامی می گذرد ، این کوهستان قندیل است که این روز ها میدان مبارزه نظامی شده و بیشترین آسیب را می بیند . سکوت گروه های زیست محیطی در این میان بیشتر به این مساله دامن می زند . صدای وحشتناک و موج انفجار توپخانه و خمپاره ها ، مهمات عمل نکرده به جای مانده و جاده کشی نظامی مهمترین عواملیست که موجب تخریب این کوهستان با سرعتی باور نکردنی خواهد شد . 

غواصی در آتشفشان !


    فرصتی پیش آمده تا تابستان امسال با همراهی گروه غواصی پاسداران خلیج فارس کاوشی در دریاچه بی نظیر قله سبلان داشته باشیم . 

    غواصی در این ارتفاع به لحاظ فشار بسیار کم هوا در قله در ارتفاع حدود 5000 متری و فشار بالای آب در حین غوص و اختلاف فشار شدید پس از خروج از آب بسیار خطرناک بوده و حتی در چارت های ایستگاه گیری غواصی در این ارتفاع تعریف نشده است ... به عنوان مثال غواصی در عمق ده متری زیر آب در این ارتفاع مانند غواصی در عمق چهل متری در سطح آبهای آزاد می باشد ! 

به هر حال این برنامه با هدف اندازه گیری عمق ، دما ، کانی ها ، آثار آتشفشانی ، آثار یخچالی ، غار ها و موجودات زنده احتمالی به زودی اجرا خواهد شد و گزارش آن متعاقبا به استحضار علاقمندان خواهد رسید .


پیمایش یک روزه کمانکوه به سرماهو ...

    

    قلل کهنو -یخچال-سرماهو و کمانکوه از قلل زیبای البرز مرکزی در مجاورت آزاد کوه می باشند. مسیر نرمال صعود این قله ها از روستای وارنگه رود می باشد که اکثر گروهها از طریق وارنگه رود خود را به دریاچه کمانکوه میرسانند و پس از شبمانی در این منطقه اقدام به صعود میکنند.

    یکی دیگر از مسیرهای صعود ،روستای کلاک میباشد که مسیر مورد نظر ما در این بر نامه بود . هر چند این مسیر طولانی تر است اما گذشتن از کوچه باغهای زیبای کلاک و عبور از گردنه بلند آزاد کوه ارزش این طی طریق را دارد .

   ساعت 3 صبح از تهران به سمت جاده چالوس و پل زنگوله وبه روستای کلاک رفتیم. روستای کلاک در 35کیلومتری پل زنگوله(جاده یوش بلده) قرار دارد. پس از رسیدن در روستا  ماشین را در روستا گذاشتیم و ساعت 7:30 حرکت خود را آغاز کردیم .مسیر در ابتدا پس از عبور از باغات وارد درهای میشود و بعد به تدریج شیب زیاد میشود.بعد از 3:5ساعت به گردنه چورن(گردنه منتهی به آزاد کوه)رسیدیم و از آنجا از طریق مسیر پاکوبی که وجود داشت به سمت دشت کمانکوه حرکت کردیم(به سمت جنوب غرب).پس از رسیدن به دشت کمانکوه به سمت یال مسیر را ادامه دادیم.قسمتهای بالایی مسیر دست به سنگ و ریزشی میباشد و عبور از آن مستلزم دقت زیادی است.در هوایی ابری به قله کمانکوه رسیدیم و از آنجا به سمت سرماهو رفتیم و بهد از صعود قله سرماهو از طریق شن اسکی زیر قله به دشت بازگشتیم و مسیر را به سمت گردنه چورن ادامه دادیم.در تمام مسیر بازگشت بارش شدید باران ادامه داشت .پس از رسیدن به گردنه به سمت کلاک حرکت کردیم و ساعت 9شب به کلاک رسیدیم. 

گزارش تصویری را در ادامه مطلب ببینید :


ادامه نوشته

صعود قلم و نخستین کتابخانه کوهستانی ایران زمین ...

 

   

    پس از اجرای ششمین صعود قلم در قله یخچال همدان دوست خوبم حسین زندی دبیر انجمن ایرانشناسی کهن دژ که در این صعود حضور داشتند پیشنهاد تاسیس نخستین کتابخانه کوهستانی ایران زمین را در پناهگاه زیبای یخچال دادند . 

   با پیگیری های ایشان در هفته های گذشته این موضوع نتیجه داده و جمع آوری کتب زیست محیطی و کوهنوردی برای انتقال به پناهگاه شروع شده است . این مجموعه کوچک با هدف ارتقای فرهنگ کوهنوردی و کوهنویسی و حفاظت از کوهستان با پشتوانه زیست محیطی کار خود را به زودی در روز های جمعه در مکان پناهگاه یخچال آغاز خواهد نمود .

   از کلیه دوستانی که مایل به اهدائ کتاب به نخستین کتابخانه کوهستانی ایران زمینند خواهشمندیم کتاب را به آدرس زیر ارسال نمایند تا به نام خودشان در این کتابخانه جای گیرد :

همدان خیابان بوعلی، پاساژ شهر شب، طبقه دوم، کتاب فانوس ...

مصاحبه خبر گزاری مهر در این خصوص  را در این لینک بخوانید :

http://www.mehrnews.com/fa/NewsDetail.aspx?NewsID=1380915



   

خراب کاری در پناهگاه کلاغ لانه !

    پناهگاه زیبای کلاغ لانه یکی از پناهگاه های پر تردد کوهستانی در منطقه الوند و ماوای کوهنوردان بیشماری در فصل سرماست .

   متاسفانه در صعودی که دیروز به این قله داشتم مشاهده شد که تمام 56 شیشه پنجره های این پناه گاه که با زحمت فراوان و مشارکت گروهی کوهنوردان به این نقطه حمل شده بود با سنگ شکسته شده و قابل استفاده نیست ...

از مسوولین مربوطه خواهشمندیم در این خصوص پیگیری نمایند ... تکرار این عمل در آینده و بدون شیشه ماندن این مکان در فصل زمستان به تخریب کامل این پناهگاه خواهد انجامید ... ( البته اگر مسوولی وجود داشته باشد ! )



استقبال از کوهبان !

کوهبان وبلاگ جدیدیست که یک هفته ایست در راستای صیانت از محیط کوهستان ساخته شده و به معرفی مسایل زیست محیطی در قلمرو کوهستانی ایران زمین می پردازد .

این وبلاگ یک تارنمای گروهی بوده و عموم دوستان کوهنورد و وبلاگ نویس علاقمند می توانند پسورد آنرا در اختیار داشته و به عنوان نویسنده در این وبلاگ قلم زنند.

این وبلاگ در نخستین هفته از فعالیتش با استقبال بی نظیری روبرو شده که حاکی از علاقه کوهنوردان و کوهنویسان عزیز به حراست از محیط کوهستان هاست . در این هفته حدود 40 نفر به عنوان نویسنده این وبلاگ به ما افتخار همکاری داده اند . از شما نیز دعوت می کنیم با همکاری یکدیگر به عنوان نویسنده این وبلاگ گامی در جهت صیانت از محیط کوهستان های ایران زمین برداریم ...

شما هم یک کوهبان باشید ...

http://koohban.blogfa.com/

برای ثبت نام به این آدرس مراجعه کنید ///


دره کمجل ...

    


    دره کمجل یکی از دره های فنی معروف ایران زمین به شمار میرود که از نخستین پیمایش آن بیش از یک دهه نمی گذرد و با این حال هر سال تیم های بیشتری از آن دیدن می کنند  . پیمایش این دره زیبا  با عبور از حدود 30 آبشار همراه است که باید با استفاده از طناب و به صورت فرود انجام پذیرد . 

    با توجه به این که سال گذشته هم گزارشی از پیمایش این دره زیبا گذاشتم این بار فقط به ارائه گزارش تصویری می پردازم  .

 زحمت نوشتن گزارش این برنامه را دوست عزیزم مسعود عسگری کشیده که در این لینک        http://fatehanekhorshid.blogfa.com/ قابل مشاهده است و من با توجه به گزارش ایشان عکس های برنامه را تنظیم کردم ... تقدیم به نگاه مهربان شما : 

از امامزاده به سمت دره مسیر پاکوب و زیباییست که حدود 150 دقیقه به طول می انجامد ... در صورتی که میدان دید بالا باشد قلل آزاد کوه در پشت سر و علمکوه را در روبرو می توان دید ... آزاد کوه در انتهای تصویر پیداست .

مشاهده یک گراز و سه توله اش که درست در میان پاکوب در حال چرا بودند از لحظه های خوب این برنامه بود .

با رسیدن به ابتدای دره خیلی زود درگیر آبشار ها می شوید ...

برای فرود بعضی از آبشار ها باید به آب زد ...

بعضی کو تاهند و بعضی بلند ... بعضی پله ای اند و بعضی صاف و خلاصه این که کمجل کلکسیونی از آبشار های متفاوتست ...

خود حمایت ! 

بیشتر کارگاه ها دور درختان برپا شده اند و از نظر ایمنی کمی باید محتاط بود ...

بلند ترین آبشار مسیر و تنها آبشاری که مستلزم فرود دو مرحله ای است .

یکی از کوتاه ترین آبشار ها که به خاطر شکل خاصی که داشت  به نظر من مشکل ترین فرود از نظر سوار شدن روی طناب را شامل می شد . 

معروف ترین آبشار دره با یک فرود کلاهکی بلند ... 

پیچ  و خم های مسیر ...


نفرات برنامه : علی محمودی ، مسعود عسگری ، رضا راستی ، نیما اسکندری ، پریسا شهبازان ، مهدی سلطانی ، عرفان و فواد رضاپور ...


نتیجه گیری 1 :  گرمای ظهر مرداد وقت خوبی برای دره نوردیست .! 

نتیجه گیری 2 : هیچوقت با یک گراز عکس دست جمعی نگیرید ! 



فراخوان عمومی جهت همکاری در صیانت از محیط کوهستان ...

بدین وسیله از عموم دوستان کوهنویس و کوهنورد که داوطلب همکاری درامر محافظت از محیط کوهستان های کشورمان هستند ، دعوت به عمل می آید به عنوان نویسنده یک وبلاگ گروهی گامی در جهت این حرکت ارزنده بردارند .

امروز کوهستان های ما در حساس ترین روز تاریخ از نظر نیاز به مراقبت و پاسداری قرار گرفته اند . پیشرفت افسار گسیخته تکنولوژی و حرص آدمی در تصاحب منابع طبیعی ، کوهستان های سرزمین مادری مان  را با خطر تخریب شدید مواجه کرده و در بسیاری از موارد حتی کار از کار گذشته است .

دوستان عزیز نگهبانی از این محیط زیست معنوی وظیفه تک تک ماست . شاید هیچ یک از ما به تنهایی قادر به انجام این بزرگ نباشیم اما اجتماع کوه نویسانی که هر یک به نوعی دارای رسانه هستند می تواند به مانند سدی مقاوم در برابر این تخریبات بایستد . آموزش صحیح ، انتشار سریع اخبار زیست محیطی و داد سخن از تخریب برآوردن می تواند مانعی بزرگ برای سود جویان و مخربان محیط زیست کشورمان باشد ودر نهایت قدرت ما بستگی به تلاش و اراده خود ما خواهد داشت .

در راستای استفاده هدفمند از پتانسیل نیرومند دوستان کوهنویس و با تکیه بر امضای شعار صیانت از محیط کوهستان در پوستر ششمین صعود قلم  بر آن شدیم تا وبلاگ گروهی با همین عنوان در جهت تداوم این حرکت بسازیم تا این جمله از شعاربودن تبدیل به یک حرکت پویا و سازنده شود .

وبلاگ صیانت از محیط کوهستان یک وبلاگ گروهی خواهد بود و تمام دوستانی که مایلند نویسنده آن باشند پسورد آنرا در اختیار خواهند داشت و می توانند با اختیار خود مطالب زیست محیطی کوهستان را با نام خود در آن منتشر نمایند .

از کلیه کوهنوردان و کوهنویسانی که مایلند در این راستا با ما همکاری کنند تقاضا داریم بصورت نظر خصوصی با ما تماس گرفته تا پسورد مربوطه در اختیارشان قرار گیرد .

آدرس وبلاگ صیانت از محیط کوهستان :

http://koohban.blogfa.com/


پی نوشت :

این وبلاگ از کلیه علاقمندان دعوت به همکاری می نماید و مربوط به اعضای صعود قلم نبوده و  به آن  ارتباطی ندارد ... 



کوهستان حسرت ...

  بورالان نام منطقه پهناوریست در شمال غربی ترین نقطه ایران زمین که تا مرز ترکیه پیش می رود . 

چند ماه پیش فرصتی پیش آمد تا پروازی داشته باشم در این نقطه زیبا ...

 به محض نزدیک شدن به ماکو کوه آرارات از دور نمایان شد ... زیبا بود و مغرور ...

 مسیر پرواز از ماکو به بورالان را یک بار دیگر چک کردم و جالب بود که دقیقا به سمت آرارات بود . روی ماکو   به سمت آرارات چرخیدم و با خیال راحت پرواز را ادامه دادم بدون توجه به دست گاه های ناوبری که با این حساب به آن ها نیازی نبود ...

آرارات وسوسه انگیز بود و بسیار نزدیک ، با خودم گفتم  : (( با سرعت به طرفش حرکت می کنم و روی قله اش یک لحظه می نشینم و بعد سریع بر می گردم ! ))

 ضربان قلبم از این فکر بالا رفت ... آرارات نزدیک بود و وسوسه کننده ...باید تصمیم می گرفتم ، سرعت را به ماکزیمم رساندم و ارتفاع را به حداقل تا از شر رادار های ترکیه در امان بمانیم و به سمت آرارات پرواز کردم ... 

اخطار دستگاه جی پی اس با نزدیک شدن به خط مرزی شروع شد ... تا فکر کنم که چه شده از مرز ترکیه رد شده بودیم ...

صدای کمکم (که کمی هم رودربایستی داشتیم با هم ! ) ناگهان به خودم آورد :(( داری چکار می کنی فواد ؟! از مرز ترکیه رد شدیم ...)) 

می دانست کوه نوردم و تا اینجا هم چند بار آرارات را به او نشان داده بودم  و گفته بودم که روزی در خاک ایران بوده و الان ...

دوباره به کوه نگاه کردم ...نزدیک بود و کمتر از 5 دقیقه با این سرعت تا قله اش راه بود و ...

_(( : دیوانگی نکن پسر من زن و بچه دارم ! )) می دانست چه تصمیمی گرفتم ... صدایش کمی عصبی بود .

خنده استرسی ای کردم و با لحن گول زننده و  ناشیانه ای گفتم : (( کسی نمی فهمه !... بدون زحمت می شی فاتح یک قله برون مرزی ، مگه بده ؟... ))

ناراحت شد و قسمم داد که برگردم ...! 

گوشم بدهکار نبود ...حالا دیگر دامنه آرارات روبرویم بود و باید ارتفاع می گرفتیم ... اما ارتفاع باعث کشف ما در اسکوپ راداری ترکیه می شد و معلوم نبود عاقبت این کار به کجا ختم شود .

با خودم گفتم : (( لعنتی ! کاش کس دیگری همراهم بود ...))

 یکی دو تا از کمک ها بودند که جرات چنین ریسکی را داشته باشند اما این یکی ... 

به خودم فحشی دادم و با همان ارتفاع به سمت مرز ایران گردش کردم ... 

زیر پا عشایر منطقه برایمان دست تکان می دادند و آرارات ... دور می شد ... 

حسرت رسیدن به قله ای که کمتر از پنج دقیقه تا آن فاصله داشتم به دلم ماند ...

بین راه دو بار دیگر چرخی زدم تا تماشایش کنم ...

 زیبا بود و مغرور ...


هجیج ...

    روستای هجیج یکی از روستاهای پلکانی است با کوه‌های سنگی، مناظرسرسبز، چشمه‌های خروشان و مسیر پرپیچ و خم که چشم هر بیننده‌ای را به خود معطوف می‌کند، به طوری که علاوه بر گردشگران، همواره هنرمندان خوش ذوق را به سمت خود می‌کشاند.

به علت کمبود زمین، پشت بام هر منزلی حیاط منزل پشتی محسوب می‌شود، طبعاً محل بازی بچه‌ها و تفرجگاه والدین است.

مجموعه روستای هجیج یکی از شگفت انگیزترین روستاهای جهان است با مجموعه‌ای از خیابان‌های نیم‌دایره و ردیف ساختمان‌های یک رو به دره عمیق و رودخانه زیبای سیروان.

خانه‌های هجیج همگی از سنگ و اغلب به صورت خشکه چین و پلکانی ساخته شده، به گونه‌ای پشت بام هر خانه، حیاط خانه دیگری است.

بارش نزولات جوی مناسب به ویژه برف در فصل سرد سال و باران در بهار و پاییز موجب سرسبزی و طراوت روستا و مناظر اطراف آن شده است.

یکی از ویژگی‌های منحصر به فرد مردمان این روستا خود کفایی در تمامی مایحتاج روزانه است به گونه‌ای که از گیوه‌بافی که پایپوش مردمان مناطق کرد نشین است گرفته تا لباس‌هایی سنتی بافته شده از پشم ورنگ طبیعت، تا تهیه خوراک و مایحناج خوردنی و هر آنچه که نیاز زیستن در رفاه باشد که این همه تلاش، کوشش، ذوق و هنر ریشه در فرهنگ، باور و توانمندی آنان دارد.

یکی از جاذبه‌های قابل توجه این روستا وجود امامزاده ای است که اهالی منطقه از آن به نام کوسه هجیج یاد می کنند و بسیار مورد احترام آن‌هاست.

در نزدیکی روستا چشمه خروشانی وجود دارد که آب آن به رودخانه سیروان می‌ریزد، این چشمه عجیب که به مانند آبشاری از دل کوه بیرون می‌آید به چشمه بل معروف است، خروشانی آن به گونه‌ای است که در هیچ فصلی از سال آب آن کم نمی شود و متخصصین و محققین آب آن را به عنوان یکی از بهترین آب معدنی‌های دنیا شناخته‌اند.

روستای هجیج با اقلیمی معتدل و کوهستانی، در بهار و تابستان آب و هوای مطبوعی دارد و در پاییز و زمستان سرد است. رودخانه سیروان از نزدیکی این روستا عبور می‏کند.

مردم روستای هجیج به زبان کردی و لهجه هورامی سخن می‏گویند، مسلمان و پیرو مذهب اهل تسنن هستند.

مراتع سرسبز و حاصلخیز به ویژه در اطراف رودخانة سیروان، باعث رونق دامداری در این روستا شده است. کشک، شیر، دوغ، روغن حیوانی و کره از مهم‏ترین فرآورده‏های لبنی این روستا می‏باشد. نگهداری و پرورش انواع طیور در این روستا رواج دارد.

حواشی رودخانه پرآب و تماشایی سیروان که از نزدیکی روستا عبور می‏کند به ویژه در بهار و تابستان با سرسبزی، طراوت و زیبایی‏های کم‏نظیر، یکی از تفرجگاه‏های زیبای روستای هجیج محسوب می‏شود.

درختان بلند پیرامون روستا همراه با گیاهان خودرو و گل‏های رنگارنگ دامنه‏ها، به خصوص در بهار و تابستان چشم‏اندازهای طبیعی بسیار زیبایی را پدید می‏آورند.

ارتفاعات شاهو که بخشی از رشته کوه‏های زاگرس به شمار می‏رود، طبیعت زیبا و بکری دارد که همراه با مراتع و چراگاه‏های سرسبز از جمله پیاز دول میشا و گاول و نیز انواع گونه‏های گیاهی به ویژه گیاهان دارویی همانند گل گاوزبان، ختمی، گون و شنگ، در زمره زیباترین نواحی استان کرمانشاه به شمار می‏آید. تنوع جانوری این ارتفاعات نیز از جمله خرس، شغال، گرگ و روباه جالب توجه است.

در دامنه ارتفاعات شاهو چشمه‏های فراوانی وجود دارد که بخش اعظم آب زراعی و آشامیدنی شهرها و روستاهای پیرامون خود را تأمین می‏کنند.

آبشار زیبای بل، که در نزدیکی روستای هجیج قرار دارد، از جمله آبشارهایی است که آب آن خواص درمانی دارد.

از دیگر جاذبه‌های روستای هجیج بناهای خانقاه، چله خانه و عبادتگاه کوسه است. این بنا از سنگ است و داخل آن با گل اندود شده است. در داخل این عبادتگاه ستون‏های چوبی نیز وجود دارد.

خانقاه دراویش قادریه از دیگر بناهای دیدنی روستای هجیج است که در آن به ذکر و سماع می‏پردازند.

یکی از مهم‏ترین مراسمی که در این روستا برگزار می‏شود مراسم ذکر و سماع دراویش طریقت قادریه می‏باشد.

موسیقی مورد علاقه مردم روستای هجیج شنیدن نوای سوزناک شمشال است. این ساز یکی از انواع سازهای بادی است و شبیه نی می‏باشد که همراه با آوازهای سوزناک و گیرا نواخته می‏شود. در مراسم مختلف به خصوص در سوگواری‏ها و مراسم حماسی نیز از این ساز استفاده می‏شود.

مسجد مرکزی روستای هجیج نمونه کاملی از معماری کهن ایرانی است با ستون‌های چوبی و تزئینات زیبای کنده کاری و در و پنجره‌های استادانه که توسط نجارانی ساخته شده که خود را از نسل همان هنرمندی می‌دانند که همراه کوسه هجیج به این مکان آمده اند و به همین گونه آهنگ هنرمند روستا خود را از نسل یاران آن مرد می داند و همچنان به ساخت وسایلی که لازمه زندگی مردم اورامان است می‌پردازند.

اورامی هجیج که یکی از اصیل ترین لهجه‌ها به شمار می آید قرابت زیادی با زبان اوستایی و پهلوی دارد . به طوری که اگر متنی از پهلوی را برای یک اورامی زبان بخوانند لغات بی شماری از آن را می تواند دریابد.

ولی آنچه بیشتر در زبان اورامی چشمگیر است نزدیکی این زبان با فارسی است که در وهله اول سخت بیگانه و غیر قابل لمس به نظر می آید چون کلمات اصیل فارسی آنچنان با زیر و زبر لهجه کردی آمیخته است که تا گوش به آن آشنا نشود نمی توان این نزدیکی را دریافت.


دختر هورامی ...


جاده پاوه به سمت نوسود از گردنه هجیج ...


پایکوبان ...


هجیج و گلهای انار ...


زندگی جاریست ...

و بدینسانست

که کسی میمیرد

و کسی میماند

هیچ صیادی در جوی حقیری که به گودال میریزد،  


                                          مرواریدی صید نخواهد کرد.


نیست لیلا ...

 

در سكوت دشت ناگه ،

رفت از دامان عقلم مرغ هوشم !

رفت .. پر زد .. رفت .. وانگه ..

ناله ي سرد شباهنگي فرو غلطيد در گوشم ،

و قلبم ريخت .. قلبم ريخت ، از فرياد آن ناله

شباهنگ سيه دل نعره ميزد ..

                  « رفت ، ليلا ... رفت ، ليلا ... »

مات و سرگردان قدم برداشتم ...

برداشتم .. رفتم سراغش ..

« آه .. كاش هرگز نميديدم .. نميديدم.. »

خرسن دوران هستي ، بيصدا بر باد رفته ،

نغمه هاي عشق و مستي ، بيصدا از ياد رفته ،

دشنه ي دردي سيه قلب اميدم را دريده

رودها و چشمه هاي آرزوها ، خشك و راكد ..

كوچه ساكت ، خانه ساكت ،

بر در و ديوار خانه ، سايه اي از غم نشسته ،

                                 «نيست ليلا .. رفت ، ليلا ...»

ساز ناز نغمه پرداز تمنايش ، شكسته ..

درب بسته ..

گيج و سرگردان و با ترديد و خسته ،

در زدم .. در باز شد !..

ايواي ! در موج سياهي .. اشك ديدم .. مرگ ديدم ..

اشكهاي مرگ و مرگ اشكهاي گرم ديدم ..

بر لب تابوت سردي ! مادر ليلا ، لميده ،

پشت او خرد و خميده ..

گونه هايش غرق دريايي از اشك رميده ..

رنگ عشق و زندگي از روي زيبايش پريده ،

با نگاهي وحشت انگيز و سراپا حسرت و مات و دريده ،

« گفت : كارو ... آخ ، كارو ...

                         مرد ،ليلا ... مرد ، ليلا ... »


کوهستان بی لیلا شد ...

تسلیت دردی را دوا نخواهد کرد ...


شعر : کارو

عکس : اینترنت