صعود سولوی دهلیز مرکزی دره یخار ... با چشمان کاملا بسته !!!

 

     دره یخار در شمال شرقی دماوند عظیم ترین یخچال دایمی ایران را در دل خود جای داده است .یخچالی که  از بام برفی دماوند از نزدیک قله شروع شده و با شیب زیاد وارد دهلیز های تنگ و ریزشی شده و تا پایین ادامه می یابد...  طول یخچال در سالهای مختلف تغییر میکند و از 1300 تا 1700 متر متغیر است . هر چند مورن های یخچالی که در زیر آنها هم یخ ضخیمی پنهان است تا چند کیلومتر ادامه می یابد ...ناکامی رینهولد مسنر پر افتخار ترین کوهنورد تاریخ جهان در صعود از این یخچال خود نشانی از عظمت آن دارد.  اولین صعود از این دره با شکوه در سالهای دهه 40 توسط یک تیم ایرانی با کرامپونهای دست ساز انجام گرفت که خواندن گزارش آن به قلم بهمن ناصحی خالی از لطف نیست ...

   مهر ماه بهترین زمان برای تلاش روی یخچالهای ایران است. بالا خره به  ما هم فرصتی  دست داد تا  حرکتی روی این بهشت یخ زده انجام دهیم ... از گزانه راهی دره شمال شرقی شدیم . نزدیک ظهر بود که مصطفی لاریجانی ما را نزدیک معدن ملار پیاده کرد . از آنجا راه مالرویی به سمت چشمه پهن کوه ادامه می یابد و امتداد آن رفته رفته سنگلاخی شده و نوید نزدیک شدن به یخچال میدهد ...  با افزایش ارتفاع کم کم وارد مورن ها میشویم .  مسیر مشخصی به سمت ابتدای یخچال وجود ندارد و صدای گاه و بیگاه ریزش سنگ ها هراسی در دل ایجاد می کند ... تا آنجا که روز اجازه میدهد حرکت می کنیم و تا حدود ارتقاع 4000 متری پیش میرویم . شب سردی را در پناه سنگی بیتوته میکنیم و صبح زود بیدار میشویم . هوا مه آلود و روبه خرابیست . بین رفتن و ماندن مردد می مانیم ... اینجا راهی برای بازگشت وجود ندارد . مجبوریم ادامه دهیم ...تا ظهر شرایط جوی از چیزی که فکر میکردیم بد تر میشود ...

   دید کاملا صفر است...بارش برف آغاز شده و ما در میانه عظیم ترین یخچال ایران...  تنها چیزی که قابل تشخیص است شیب یخی روبه بالاست و دیگر هیچ ...  از 7 صبح تا 10 شب در تلاشی نفس گیر برای زنده ماندن!!  دهلیز مرکزی یخار را سولو صعود کردیم ... ساعت ده و نیم  نیمه شب به ابتدای بام برفی در ارتفاع 5250 متری رسیدیم ...بارش قطع شده و برف کوبی بسیار سنگین  ما را از حرکت به سمت قله و بارگاه سوم که مقصد از پیش تعیین شده بود باز میداشت .  تصمیم به حرکت به سمت جانپناه تخت فریدون گرفتیم که مختصات محل دقیق انرا در جی پی اس داشتیم ...

    اما خستگی و تاریکی شب و تیغه های یال شمالشرقی ما را از ادامه راه باز میداشت ... ادامه راه غیر ممکن بود . کنار سنگی راکندیم و یک غار برفی کوچک درست کردیم  و وارد کیسه بیواک شدیم ... یک ساعتی استراحت کردیم اما ... ابرها که کنار میرفتند باد شدیدی وزیدن گرفت که همه چیز را بر هم زد . کیسه بیواک پاره شد و تا صبح مجبور شدیم همانجا بنشینیم ...

   شب وحشتناکی را سپری کردیم اما خیلی زود همه چیز تمام شد و صبح شد ... نزدیک ظهر به پناهگاه تخت فریدون رسیدیم  و پس از استراحت و صرف نهار به سمت پایین به راه افتادیم ...


دهلیز مرکزی یخار ...


با چشمان کاملا بسته ... دهلیز مرکزی یخار ...


مه و کولاک شدید در یخار ...


دره یخار از یال شمال شرقی و مسیر صعود ...


خانه ای در میان ابرها ... تخت فریدون...


  عکسها از محمد حسینی ...

الان که این مطلب رو پست میکنم یکی از دوستان خوبم آقای علی قادری از اراک هم برای صعود سولوی دره یخار رفتن و احتمالا الان به پای یخچال رسیدن ... برای ایشان هم آرزوی موفقیت دارم...