این روزها اکثر شهر های سردسیری سپید پوش شده اند و چهره زمستانی  که منتظرش بودیم همه جا را گرفته است ...  با پوشیده شدن برف از زمین پیدا کردن غذا برای حیواناتی که اطراف ما زندگی میکنند سخت تر  شده   ...ازپرندگان کوچک تا  جانوران بزرگتر همه به دنبال غذا میگردند و این وسط وظیفه ماست که اگر میتوانیم کمی هم  به فکر آنها باشیم ....هفته گذشته شبی ساعت (21:30) برای دیدار دوستی  از منزل خارج شدم و داخل ماشین یخ زده نشسته بودم که کم کم گرم شود تا راه بیافتم ...یک دفعه احساس کردم تنها نیستم ... خیلی برایم جالب بود که داخل شهری مثل همدان گرگ بزرگی داخل کوچه ببینم که برای غذا پرسه بزند ...  با اینکه منزل ما در مرکز شهر نیست و فاصله چندانی با باغات اطراف ندارد ، باز هم برایم شگفت بود که جانور گرسنه درجستجوی غذا تا اینجا پیش آمده باشد... حیوان با جثه درشت و پوزه  و چشمان گرگییش  داشت مرا نگاه میکرد و منهم از طرفی به وجد آمده بودم و ازطرفی جرات نمیکردم از ماشین پیاده شوم.  سعی کردم با ماشین نزدیک شوم که از او چند عکس بگیرم ... اما آن حیوان بیچاره ترسید و فرار کرد ... این مساله اولین بار نیست که اتفاق میافتد  و حتی چند بارهم در سالهای اخیر خطرساز شده ولی این گناه گرگ نیست بلکه طبیعت اوست و همین ازو موجودی  خطرناک ساخته است...  ولی خطرناک بودن نباید دلیل مرگ این جانور زیبا شود... ضمن اینکه گرگ به عنوان جانوری که در راس هرم اکو سیستمی جانوران وجود دارد نقش مهمی را در کنترل این اکو سیستم ایفا میکند که انقراض نسلش میتواند این اکو سیستم را مختل کند که این  خود به بحثی جداگانه میکشد... اینکه چگونه میشود بطور ایمن گرسنگی آنها را بر طرف کرد تا در جستجوی غذا روانه شهرها نشوند نیاز به بررسی کارشناسانه  دارد و نکته تاسف بر انگیز اینست :  کدام کارشناس؟ !!! گرگ که سهل است ببر ایرانی هم  باشد یا نباشد به قبای کسی بر نمیخورد!!!  تلاش گروههای حمایت از حیوانات هم در ایران به چیزی شبیه شوخی می ماند و تا یوز ایرانی در حال انقراض  مانده  کسی به گرگ  نمی اندیشد...خلاصه اینکه اگر هم این روزها گرگی ندیدید که به او غذا بدهید! حداقل میتوانید با گذاشتن یک ظرف کوچک از غذاهای مانده درگوشه ای از حیاط منزل ، از تماشای غذا خوردن گنجشکها لذت ببرید... شاید آنها هم تا چند سال دیگر منقرض شوند ...