جادوگر ...
magician يا جادو گر سومين و بزرگترين ترجمه ام در 412 صفحه هست كه كار ترجمه اش با همكاري مهرداد حاجيلوي عزيز بالاخره به پايان رسيد ... كتاب نوشته ريموند اي فيست نويسنده معروف كتاب هاي نوجوانان در ايالات متحده است كه تا به حال بيش از 15 مليون نسخه فروش داشه ... چاپ و نشر اين كتاب بر عهده انتشارات معتبر قطره هست كه در سال آينده آماده توزيع خواهد شد ...
جادوگر داستان نوجواني است كه در گير جنگ ها ، عشق ها ، موجودات غريب و سحر و جادو ها مي شود ...
بخش كوتاهي از اين كتاب كه مطمئنم با سانسور ارشاد حذف مي گردد را اين جا بخوانيد :
ص 287 :
رولندفریادکوتاهی برای گیج کردن او کشید و به جلو خیز برداشت . کارلاین که روبروی او ایستاده بود باشمشیرش به سرعت دفاع کرد و جاخالی داد . رولنددوباره حمله کرد و برای یک لحظه تیغه شمشیرها باهم درگیرشد و هردو چهره به چهره هم قرار گرفتند . رولند با دست آزادش دست کارلاین راکنار زد و مچ او را محكم گرفت .
کارلاین تلاش کرد تاخودش را آزاد کند، اما او محکم گرفته بودش : (( به غیر از زن های سورانی که ممکنه درپشت جبهه هاباشن، تقریبا تمام کسانی که مجبوری باهاشون بجنگی از تو قوی ترند کارلاین ، و تو با فکرت باید بر اون هاغلبه کنی نه با شمشیرت . ))
به محض اين كه جمله اش تمام شد با حرکت سریعی او رابه خود نزدیکتر کرد و ناگهان بوسیدش .
کارلاین او رابه عقب هل داد ، اصلا انتظار این حرکت رانداشت و شگفتی در چهره اش موج می زد . ناگهان شمشیر از لای به لاي انگشتانش بر زمین افتاد ، چنگی زد و پیراهن رولند را گرفت . بانیروی عجیبی او را به سوی خود کشید و با اشتیاق تلافی جویانه ای بوسیدش...