عبور باید کرد و همنورد افق های دور باید شد ...

جرقه های محال از وجود برمی خاست
کجا هراس تماشا لطیف خواهد شد
و ناپدیدتر از راه یک پرنده به مرگ
و در مکالمه جسم ها ‚ مسیر سپیدار
چه قدر روشن بود
کدام راه مرا می برد به باغ فواصل

عبور باید کرد
صدای باد می آید

 عبور باید کرد
و من مسافرم ای بادهای همواره ...


شعر : سهراب سپهری

عکس : چشم انداز رویایی دیروز ...