برف می بارید ....

هیچ كس از ما نمی دانست،
كز كدامین لحظه ی شب كرده بود این باد برف آغاز.
هم نمی دانست كاین راه خم اندر خم
به كجامان می كشاند باز.
برف می بارید و پیش از ما
دیگرانی همچو ما خشنود و ناخشنود،
زیر این كج بار خامُش بار، از این راه
رفته بودند و نشان پای هاشان بود ...
شعر : اخوان
عکس : دارآباد ...
+ نوشته شده در شنبه ۱۳۹۱/۱۰/۰۲ ساعت ۱۲ ق.ظ توسط فواد رضاپور
|