سبلان در كتاب هاي تاريخي    

دانشمندان‌ ، شاعران‌ ،  مورخان‌ و عالمان‌ جغرافيا در رابطه‌ با نام‌ و زيبائيهاي‌ سبلان‌ اظهار نظرو نوشته دار ند. مورخين‌ مي‌نويسند سبلان‌ به‌ فتح‌ سين‌ و با واو سبلان‌ يا ساوالان‌ يا سولان‌ كوهي‌ در نزديك‌اردبيل(مشگين‌ ـسراب‌) كه‌ مرتاضين‌ در آنجا ساكن‌ مي‌شدند و مجوس‌ آن‌ كوه‌ را محترم‌ مي‌شمرد. زيبدي‌ دركتاب‌ (تاج‌ العروس‌ في‌ شرح‌ القاموس‌) نوشته‌ است‌ سبلان‌ از معالم‌ صالحين‌ و اماكن‌ متبركه‌ و مزارت‌ ولقب‌ عده‌اي‌ از محدثين‌ از جمله‌ سالم‌ و ابراهيم‌ بن‌ زياد بن‌ خالدبن‌ عبدالله‌ و خالدبن‌دهقان‌ مي‌باشد.ابوالحق‌ابراهيم‌محمدفارسي‌اصطخري‌ در كتاب‌ المسالك‌الممالك‌ مي‌نويسد «‌  از آن‌ كوه‌يخ‌تهي‌نمي‌گردد و كوه‌ سبلان‌ به‌ جهت‌ اينكه‌ زرتشت‌ در آنجا ملهم‌ گشته‌ و به‌ پيامبري‌ برانگيخته‌ شده‌به‌ مثابه‌تورزرتشت‌ تلقي‌ مي‌شود و نزد ايرانيان‌ قديم‌ پرستشگاه‌ بوده‌. » در بودن‌ زرتشت‌ در سبلان‌ كتابهاي‌عجايب‌المخلوقات‌ و كتاب‌ آثارالبلاد والاخبارالعباد كه‌ ذكريابن‌محمودالمكموني‌القزويني‌ اشاراتي‌ رفته‌ است‌.  وي‌مي‌نويسد: « زرتشت‌ از (شيز) آذربايجان‌ بوده از مردم‌ كناره‌ گرفت‌ در كوه‌ سبلان‌ بسر برد و ازآنجا كتابي‌ آوردنامزد به‌ يسنا. . .    

استاد پور داود در جلد دوم‌ كتاب‌ يسنا1 در ص‌ 162 و در نوشته‌هاي‌ نويسندگان‌ يوناني‌ و رومي‌ نيز به‌ گوشه‌گيري‌ زرتشت‌ پس‌ از پيامبري‌ بر مي‌خوريم‌.  پلينوس‌(PLINUS) كه‌ در كوه‌ وزوو در ايتاليا در سال‌ 79 م‌ جان‌ خود را ازدست‌ داد مي‌گويد: « زرتشت‌ هنگام سي سالگي گوشه گرفت خوروش‌ (ياوانليق‌) پنيري‌ بود كه‌ تباه‌ نمي‌شد و يك‌گونه‌ مائده‌ ناگزير. » نيچه‌(NICTZCHE) فيلسوف‌ آلماني‌ در 25 اوت‌ 1900 درگذشت‌ كتاب‌ خود را زرتشت‌ چنين‌گفته‌:«زرتشت‌ سي‌ ساله‌ بود زادگاه‌ خود درياچة‌ چي‌چست و‌ (كنار ارس‌-كنزك‌) را ترك‌، به‌ كوهي‌ رفت‌ و 10 سال‌از تنهائي‌ خسته‌ نشد دلش‌ دگرگون‌ گرديد پس‌ آنگاه بامدادان‌ در سپيده‌دم‌برخاست‌، روي‌ به‌ خورشيد كرد و گفت‌... »در كتاب‌ عجايب‌ ا لمخلوقات‌ از قول‌ پيامبر اكرم‌ (ص‌) چنين‌ نقل‌ مي‌كند كه‌ فرمود:«ذالك‌ بمقدار ورقه‌ ثُلج‌ يسقط‌ علي‌ جبال‌ سبلان‌ و ما سبلان‌ يا رسول‌ الله‌ قال‌: جبل‌ في ارض آذربايجان‌ عليه‌عين‌ من‌ عيون‌ الجنه‌ و فيه‌ قبر من‌ قبور الانبياء. »          فردوسي‌ نيز در شاهنامه‌ اشاره‌ نموده‌ است‌: «در قلة‌ سبلان‌ قلعة‌ محكمي‌ است‌ كه‌ نام‌ آن بهمن‌دژ(روئين‌دژ)است‌.»

ياقوت‌حموي‌ در معجم‌البلدان‌ از سبلان‌ نامبرده‌ كه‌: « قبور عده‌ائي‌ از صلحا در انجاست‌ و قله‌اش‌ هميشه‌ پربرف‌است‌ و عقيده‌ بر آن‌ است‌ در تيغه‌ دوم‌ پائين‌ قله‌ قبر حامذ پيامبر در آنجاست‌. » حدودالعالم‌ من‌ المشرق‌ الي‌ المغرب‌ اشاره‌ كرده‌ در ناحيت‌ آذرآبادكان‌ كوهي‌ است‌ به‌ نزديكي‌ اردبيل‌ بسيار نعمت‌ بود از وي‌ جامها برد و جامهاي‌نكين‌ خيزد. بستان‌ السياحه‌ سبلان‌ نام‌ كوهي‌ است‌ در آذربايجان‌ چشمه‌هاي‌ بسيار،چمن‌هاي‌ بيشمار و غرايب‌ روزگار گوينديكي‌ از انبياء در آن‌ كوه‌ مدفون‌ است‌ و در حوالي‌ آن‌ چشمه‌هاي‌ سوزان‌ است‌.

در منتهي‌ الارب‌ چنين‌ آمده‌ است‌ : « سبلان‌ (سولان‌) آن‌ كوه‌ عظيم‌ در حوالي‌ اردبيل‌ (مشكين‌) و بشرافت‌ مشهور وبسياري‌ از اهل‌الله‌ در آن‌ كوه‌ عبادت‌ گزيده‌ و رياضت‌ كشيده‌اند.

معجم‌البلدان‌ چنين‌ نقل‌ است‌ سبلان‌ كوهي‌ است‌ از كوههاي‌ آذربايجان‌ داراي‌ 4812 متر ارتفاع‌ است‌ و با آنكه‌ ازدوره‌هاي‌ گذشته‌ تاريخي‌ آتشفشاني‌ در اين‌ كوه‌ ديده‌ نشده‌ معذالك‌ دهانه‌هاي‌ آتشفشاني‌ متعدد و چشمه‌هاي‌آبگرم فراوان‌ موجود است‌. 0جغرافياي‌ غرب‌ ايران‌ در ص‌ 24 با اين‌ عبارت‌ نقل‌ مي‌كند: « كوه‌ سبلان‌ در آذربايجان‌ جبال‌ مشهور است‌ بلادمشكين‌ خياو، اردبيل‌، سراب‌ در پاي‌ آنكوه‌ افتاده‌ كوهي‌ است‌ از پنجاه‌ فرسنگ‌ ديدار مي‌دهد دورش‌ سي‌ فرسخ‌مي‌باشد قلّة‌ آن‌ هرگز از برف‌ خالي‌ نيست‌. »

ژاك‌ دومرگان‌ در كتاب‌ بررسيهاي‌ زمين‌شناسي‌ در ايران‌ مي‌نويسد: « دو كوه‌ مهم‌ سبلان‌، 4811 و سهند 3721آتشفشاني‌ بوده‌ قبل‌ از اسلام‌ آورده‌اند پادشاهان‌ مديا (ماد)و سلاطين‌ هخامنشي‌ و ساساني‌ بر اين‌ كوه‌ به‌ چشم‌احترام‌ (اشكانيان‌)مي‌نگريستند.  هر پادشاهي‌ كه‌ مي‌خواست‌ بر فرقش‌ تاج‌ بسر نهد يا به‌ جائي‌ لشكركشي‌ نمايد اوّل‌ به‌ زيارت‌ سبلان‌مي‌رفته‌. »

ناصرخسرو قبادياني دراوايل قرن پنجم هجري‌ در سفرنامة‌ خود نوشته است0 از دور نگاه‌ كردم‌ برف‌ زياد‌ داشت‌ بر عقابي‌ مي‌ماند كه‌ درحال‌ پرواز است‌ اهالي‌ گفتند هروقت‌ برف‌ او ذوب‌ شود آنروز قيامت‌ خواهد شد. » مشهور است‌ حضرت‌ سليمان‌ عصاي‌ خود را به درياچة‌ سبلان‌ انداخته‌ و او را از چاه‌ زمزم برداشت از‌انبياءحضرت موسي‌. خضر پيامبر براي‌ زيارت‌ در اين‌ كوه‌ مأمن‌ كرده‌است‌0زرتشت‌ پيامبر در اين‌ كوه‌ به‌ پيامبري‌ رسيده‌ و سي‌ سال‌ در سبلان‌ مسكن‌ گزيده‌ است‌ و قلة‌ آن‌ مأمن‌ مغان بوده‌است‌ و در قلة‌ آن‌ رياضت‌ بودند.


منبع : http://www.tarikheardabil.blogfa.com/

عکس : دریاچه سبلان ... دهه چهل شمسی ... از آرشیو نعمت اخضری 


پی نوشت : در مورد نام سبلان نمی توان آن را یک کلمه ترکی دانست زیرا تاریخ این کوه بسیار قدیمی تر از استیلای اقوام ترک زبان بر این مناطق می باشد . با توجه به نام سولان در لهجه تالشی می توان آن را به نوعی تلخیص شده کلمه سهولان به معنای محل وجود برف و یخ دانست که بعد ها با ورود مغول ها ( مغول ها سالانه نشست ویژه معروفی را در دامنه های این کوه برگزار می کرده اند ) به ساوالان تغییر پیدا کرده است ...