تاریخ کوه نوردی ایران زمین - 26 :

در بسياری از مناطق پر برف جهان مردم برای آمد و شد بر روی برف به ويژه برای شكار جانوران در فصل زمستان مجبور بودند ابزاری اختراع كنند تا بتوانند بدون فرو رفتن در برف حركت نمايند. در ايران نيز نمونه‌هايی از اين اختراعات ديده شده است. گزنفون، شاگرد سقراط، سردار سپاه کورش کوچک، مورخ معروف یونانی و نویسنده کتاب‌ کورش‌نامه، در کتاب بازگشت ده‌هزارنفری، در طی گذر از کوه‌های کردستان، به تخته‌هايی اشاره می‌كنند كه كف آنها را از روكشی از پوست جانوران كشيده بودند و ساكنان مناطق کردستان، آذربایجان و قفقاز برای گذر از روی برف به پای خود می‌بستند. او می‌گوید که آنها همچنین از تخته‌های باریک و درازی برای رفتن از یک ده به ده دیگر سود می‌جویند. سرهنگ يحيايی رئيس اسبق فدراسيون اسكی و كوهنوردی ايران هم در خاطرات خود می‌آورد كه در سفر تجسسی خود در كوههای پر برف لرستان راهنمايی داشته‌اند كه دارای نوعی راكت برفی بوده و بر زبان محلی به آن (درگ ) می‌گفته‌اند و شكارچيان بومی آن مناطق آن را از شاخ گاو و يا شاخ شكار می‌ساختند . (درگ ) يا راكت برفی كه كوه‌نشينان بختياری به ابتكار خود از شاخ گاو می‌ساختند از سوراخ‌هايی كه روی پل‌های افقی ديده می‌شود در سيمان يا چرم رد می‌كنند و كفش خود را به آن محكم می‌كنند تشکیل شده است. منطقه‌ای کوهستانی و پر برف در جاده سنندج به کرمانشاه وجود دارد که درکه نامیده می‌شود.

امير تيمور گوركانی در خاطرات خود موسوم به منم تيمور جهانگشاه تعريف می‌كند كه هنگامی‌که شهر فيروزكوه پايتخت كشور (غور) را كه كوهستانی است واقع در جنوب غرنين تسخیر كرد قاصدی وارد فيروزكوه شد، به وی گفتند كه آن مرد هنگام ورود به شهر كفش‌هايی بزرگ از تخته برپا داشته و به آن وسيله از روی برف گذر كرده است. اميرتيمور آن گفته را باور نمی‌كند تا اين كه خود آن مرد را می‌بيند.
امير تيمور در وصف قاصد چنين می‌نويسد : "قاصد مردی بود از سكنه كوه نشين غور و قامتی بلندو چهره ای آفتاب‌سوخته داشت. هنگامی كه من او را ديدم كفش‌های بزرگ خود ر ا به دست گرفته بود. آن كفش‌ها دو تخته مسطح به شمار می‌آمد و آن مرد تخته‌ها را به پای می‌بست تا اين كه در برف فرو نرود. در بعضی نقاط روی برف می‌لغزيد و من تا آن هنگام آن گونه كفش نديده بودم. پادشاه‌زاده غور گفت كه سكنه كوه‌نشنين ایران در فصل زمستان كه برف راهپيمايی را مشكل می‌كند با آن كفش از برف می‌گذرند".
زبانشناسان اصل كلمه اسكی را مربوط به زبان‌های کهن آريايی می‌دانند و بسياری از مورخان نيز معتقدند كه اسكی از شرق به غرب و به کشورهای اسكانديناوی رفته است.
اینک، با توجه به اینکه تاریخ مردم ما، تاریخی شفاهی است و مستندات نه از نبود آنها، بلکه دست یغماگر روزگار کژمدار، یورش‌های خانمانسوز دشمنان ز دانش تهی، کتاب‌سوزان فرمانروایان نابخرد خودی و بیگانه، غارت متون کهن ما توسط اغیار قدرناشناس است که ما را از این منابع محروم ساخته است پرسش زیر مطرح میشود که نیازمند تلاش دانشمندان و پژوهشگران ایرانی است. آیا میان این کفش‌های برفی باستانی، درگ، و نام روستای کوهستانی و برف‌انبار شمال تهران، درکه، پیوندی وجود دارد یا نه؟

متن از جعفر سپهری ...

تصاویر از : خشایار فرشید ...