چند سال پیش در یک برنامه مستند خارجی ، چشمه معدنی که رسوبات آن صخره بزرگ و رنگارنگی بوجود آورده بود می دیدم ... جالب و شگفت انگیز بود وزیبا... وقتی فیلم مستند تمام شد در متن پایانی ، نام انگلیسی ایران توجهم را جلب کرد...تنها چند دقیقه آخر فیلم را دیده بودم که توضیحات زیادی نداشت. مدت زیادی در خیال این بودم که اینجا کجای ایران بود ؟ مگر میشود جایی به این زیبایی در این کشور وجود داشته باشد و اینقدر ناشناس بماند ؟ نه توضیحی در هیچ کتابی ، نه عکسی، نه نشانی ... مشکل اصلی این بود که حتی نامش را هم نمیدانستم !!!

    درمرداد ماه سال 86 در اداره میراث فرهنگی شهرستان ارومیه ناگهان چشمم به عکس کوچکی از همینجا افتاد ... انگار گمشده ای را پیدا کرده باشم . با هیجان زیادی از متصدی آنجاعکس را قاپیدم . پرس و جو به این منتهی شد که این چشمه معدنی، گراوان نام دارد و در شهر ربط از توابع شهرستان سردشت واقع شده و جاده خاکی کوتاهی از میان جنگلهای بلوط ، تا همانجا امتداد می یابد. برنامه بازگشت از ارومیه با یک روز تاخیر به سردشت تغییر پیدا کرد و با طی مسیری پر پیچ و خم از میان جنگلهای انبوه پیرانشهرو در امتداد رود پرآب ذاب به ربط رسیدم .

    دوست ندارم گراوان را به شکل علمی بشناسم.

    بیشتر یک پدیده هنری است! زنده است و روح دارد...

    چشمه سنگی با صدای ملایم گازی که از آن می جوشد در امتداد صخره رسوبی که خود بوجود آورده سرازیر میشود ... به جویهای سنگی منظم و کوچکی تقسیم شده و تمام حجم صخره ساخته شده را مرطوب میکند و از انتهای تیز آن به پایین می ریزد . شگفت است و زیبا ...

    خلوت و آرامش اینجاست که آدمی را با خود به انتهای حقیقت زندگی میبرد . ذره های آب ملیونها سال به همین شکل اینجا جاری شده اند و این صحنه رنگارنگ را خلق کرده اند . به تابلوی کوچک و زیبایی میماند که با دقت تمام آراسته شده باشد و هر قطره اش ملکولی از رنگ را روی این پیکر صخره ای به یادگار گذاشته است .


                به آرامی و چقدر صبور ...