اگر باران به کوهستان نبارد ... به سالی دجله گردد خشک رودی

                                                                            سعدی

مناطق کوهستانی ایران زمین قلب تپنده طبیعت این سرزمین به شمار می روند . مخازن بزرگی که با جذب رطوبت هوا و تشکیل ابر ها  به ریزش برف و باران کمک کرده و از سوی دیگر با نگهداری و انبار باران در سفره های زیرزمینی و برف و یخ  به شکل یخچال و برف چال ، ذخایر ارزشمند آب را برای فصول خشک سال نگهداری میکنند . متاسفانه به دلیل شرایط خاص منطقه جغرافیایی ایران جز چند یخچال دائمی که آن ها هم به علت گرمایش زمین هر سال مقدار قابل توجهی از حجم خود را از دست می دهند در ایران وجود ندارد . بنابراین قسمت اعظم بارش برف در مناطق کوهستانی به شکل برف چال انباشته میشوند و ذره ذره به خورد خاک می روند اما متاسفانه این برف چال ها هر چقدر بزرگ و مرتفع باشند باز هم نهایتا تا اواسط تابستان دوام می آورند .

 برف چال های بزرگ  به خاطر عواملی چون : ارتفاع ، شکل ، شیب و جهت خاص آن منطقه از کوهستان نسبت به سایر مناطق کوهستان توان نگهداری مقادیر بیشتری از برف را دارند . این عوامل با تاثیر روی جهت و سرعت باد ، میزان بارش و همچنین مقدار و جهت تابش آفتاب در طول روز و دمای محیط دست به دست هم داده و منطقه ای را فراهم می کند که توان نگهداری از برف را به مدت بیشتری خواهد داشت . برف چال ها میتوانند بسیار بزرگ باشند مانند برف چال های چال میشان ، چال کبود و ... و می توانند دارای ابعاد چند در چند متری داشته باشند که در شکاف سنگی پنهان شده و نام و نشانی ندارد ، اما فارق از شکل و اندازه به شدت در حفظ حیات در کوهستان های ایران با اهمیت هستند . 

اهمیت برف چال ها در کوهستان های ایران چند جنبه دارد . جنبه اول که نگهداری حجم زیاد برف و در نتیجه تامین آب سفره های زیر زمینی و چشمه سار هاست . دوم تلطیف هوا و تامین آب پوشش گیاهی پایین دست از برفابه های جاری و سوم رفع تشنگی حیات وحش کوهستان در فصول گرم تر که در صورت نبودن آب مجبورند به چشمه ها و رودخانه های پایین دست نزدیک شده و بیشتر در معرض شکار و نابودی قرار گیرند . بنابراین برف چال های بزرگی که تا فصل تابستان دوام می آورند از اهمیت بسیار زیادی برخوردار بوده و با توجه به این که این برف چال ها تقریبا در تمامی کوهستان های ایران وجود دارند نقش مهمی را در احیای حیات بازی می کنند . 

نگارنده چندین سال است که به بررسی چند برف چال مشخص در منطقه کوهستانی الوند و مقایسه میزان برف گیری و دوام آن ها در فصل تابستان نموده است . برف چال های اصلی یعنی آن هایی که آخرین لکه های برف کوه ها در تابستان را تشکیل می دهند هدف بررسی قرار گرفته و نتیجه این بررسی نشان می دهد که میزان برف گیری در برف چال های مرتفع الوند کوه و پایش آن ها در فصل تابستان خیلی ربطی به میزان بارش در فصل زمستان ندارد و شکل برف چال و شدت باد و عوامل دیگری که در بالا ذکر شد ، باعث می شود که همواره میزان ثابتی از برف در این برف چال ها باقی بماند . بنابر این چه در سال های پر بارش و چه کم بارش همواره مقدار مشخصی از برف در برف چال ها ی اصلی جمع شده و در  تابستان های مختلف نهایتا در یک بازه زمانی یک هفته ای از یک تاریخ مشخص به اتمام می رسند . به عنوان مثال این بازه زمانی برای برف چال بزرگ قله دائم برف در الوندکوه بین بیست و هشتم تیر ماه تا سوم مرداد است .

همچنین با بررسی برف چاله ها و مقایسه عکس ها در سال های مختلف به نکته دیگری بر می خوریم و آن این که عوامل سازنده و نگهدارنده برف چال ها به سطح رویی برف چال ها تاثیر میگذارند . این عوامل  باعث می شوند که سطح روی برف چال ها همواره به یک شکل و ارتفاع ثابت باقی بماند . حتی پس از بارش های سنگین تنها چند روز طول می کشد که عوامل فرسایشی مثل باد سطح برف چال را به همان حالت قبلی در آورد و این سطح بستر برف چال است با توجه به شکلی که دارد می تواند تعیین کننده عمق برف تا آن سطح مشخص رویی باشد . 

این جا به یک نتیجه گیری کلی می رسیم . دوام برف چال ها در فصل تابستان تعیین کننده حفظ حیات در کوهستان های خشک ایران است و برف چال ها با توجه به شکل و اندازه مشخص معمولا تا تاریخ مشخصی از سال دوام می آورند و پس از آن حیوانات مجبورند برای رفع تشنگی خطر کنند . بنابر این با تغییر شکل برف چال ها و در نتیجه افزایش حجم آن ها می توان میزان آبگیری آن ها را در فصل زمستان و در نتیجه دوام آن ها را در فصل تابستان بیشتر کرد . با توجه به بررسی هاییی که در بالا عنوان شد این تغییر شکل تنها با تغییر شکل بستر برف چال ها میسر است . این جا مساله تخریب  و فرسایش هم پیش می آید اما باید به چند نکته توجه کرد : اول این که سطح عمومی برف چال های بزرگ کاملا سنگلاخی است و مساله شستن شدن خاک پیش نمی آید . دوم این که چون این برف چاله ها تا فصل تابستان پوشیده از برف اند بنابراین هنگام زاد و ولد گیاهان و جانوران منطقه سطح آن ها کاربردی نبوده و پس از آب شدن برف ها هم عملا پوشش گیاهی در آن جا وجود نخواهد داشت یا بسیار اندک خواهد بود . سوم این که مساله حفظ محیط زیست در ایران به حدی بحرانی شده که امید به احیای آن با کمک دست طبیعت و روند طبیعی محال به نظر می رسد و چنانچه از روش های غیر معمول و دست کاری روند طبیعت استفاده نشود به زودی شاهد از دست رفتن آن چه باقی مانده نیز خواهیم بود و آن گاه حسرت ثمر بخش نخواهد بود . 

نگارنده معتقد است با شناسایی درست برف چال های اصلی  در مناطق مرتفع کوهستانی ایران و عمیق تر کردن سطح بستر آن ها به نوعی که کمترین تخریب و فرسایش را متحمل شوند می توان به افزایش حجم برف در برف چال ها کمک کرد که این افزایش حجم می تواند در دراز مدت با تاثیر روی سفره های آبی و چشمه ساران سبب افزایش پوشش گیاهی شده و دوام بیشتر برف چال ها و برفاب حاصل از آن آبشخور حیات وحش منطقه را تا مدت زمان بیشتری در فصل تابستان مهیا می کند . بدیهی ست که با بررسی های علمی و آزمایش ها میدانی روی یکی دو برف چال مشخص می توان به نتیجه گیری دقیق در این زمینه دست یافت .

فواد رضاپور ... تابستان 94