بهبود ركورد پرواز با پاراگلايدر در رشته مسافت...
دوست خوبم آقاي سعيد صنوبري چند روز پيش موفق شدند ركورد پرواز با پاراگلايدر در رشته مسافت را 8 كيلومتر بهبود ببخشند ضمن تبريك به ايشان آرزوي موفقيت بيشتري برايشان دارم...گزارش اين پرواز زيبا را از زبان خودشان ميخوانيم...

صبح روز سه شنبه 27/5/88 از پنجره مشرف به سايت مثل هميشه نگاهي به آسمان انداختم و شرايطي را كه ماهها انتظارش را ميكشيدم پيش چشمم نمايان شد با هر كدام از دوستان پروازي و غير پروازي كه تماس گرفتم كسي براي همراهي با من پيدا نشد بالاخره ساعت 10:30 خودم به تنهايي روي سايت رفتم و ساعت 11:30 پرواز كردم بعد از يك ساعت تلاش به خواب ترمال خوردم و به دليل كم بودن ارتفاع پروازم با شكست مواجه شد. فرداي همان روز 28/5/88 به اتفاق دو تن از دوستان پروازي به روي سايت رفتم وساعت 11:50 شروع به پرواز كردم بعد از حدود 40 دقيقه تلاش و چندين بار اقدام به ارتفاع گرفتن موفق به پيدا كردن يك ترمال 8 در وسط دشت شدم كه با آن تا ارتفاع 3500 متري بالا رفتم و حركت خود را به سمت جنوب غرب (اسدآباد كرمانشاه) كه هدف از پيش تعيين شده ام بود رفتم ولي سرعت باد جنوب زياد بود وصلاح ديدم كه برنامه را تغيير داده و به سمت شمال تغيير مسير دادم و مجددا به سمت نقطه شروع باز گشتم بعد از رسيدن به محل كه در ارتفاع 300 متري روي آن بودم پشت بي سيم يكي از دوستانم گفت كه در روي سايت يك داست اويل بزرگ تشكيل شده از آنجا كه از اين به بعد سايت شهرستانه فوق العاده خشن ميشد ميدانستم كه نبايد درنگ كنم و سريع تر خود را به ارتفاع 4000 متري برسانم دل را به دريا زده و به سمت داستويل پيش رفتم به ترمال كه رسيدم نميدانم كه چقدر طول كشيد كه با يك نگاه به وريو عدد 4520 را ديدم فكر كنم حدود 3 يا 4 دقيقه بيشتر طول نكشيد ترمال فوق العاده قوي وخشني بود حالا آماده حركت بودم بالاي سرم يك ابر كومولوس بود از همانجا به بچه ها گفتم كه من به سمت شهر همدان حركت ميكنم با همان ارتفاع موفق شدم از شهر عبور كنم ولي مرتب ارتفاعم كمتر وكمتر ميشد و هنوز از ترمالهاي دشت جاده تهران خبري نبود به 70 متري زمين رسيدم هنوز اميد داشتم و پشت به باد دنبال حتي ضعيف ترين ترمال مي گشتم در همين زمان يك ترمال نيم پيدا كردم كه فقط ارتفاعم را ثابت نگه داشته بود حدود 30 دقيقه تحمل كردم تا همان ترمال قويتر شد و تا ارتفاع 500 متري از سطح زمين بالا رفتم در فاصله ي 2 كيلو متري ام تپه اي كنار روستا بود كه مطمئن بودم روي آن ترمال قويتري وجود دارد درنگ نكردم و روي آن رفتم تمام مدت پرواز يك پايم آماده روي اسپيد بود ودر جابجايي ها از آن استفاده ميكردم به روي تپه رسيدم حدسم درست بود با يك ترمال 7 دوباره تا ارتفاع 3800 متري بالا رفتم كل دشت پر از داست اويل بود كه ديدنشان در ارتفاع پايين اصلا خوش ايند نبود مسير را به سمت جاده ساوه ادامه دادم در طول راه از ترمالها استفاده ميكردم ولي ميدانستم كه زمان زيادي ندارم ابرهاي بالاي سرم تبديل به كومولو نيمبوس ميشد دوباره ارتفاعم كم شد و بالاي سر يك روستا باز هم با ارتفاع 50 متري يك ترمال 3 شكسته و فوق العاده خشن بالا رفتم همين ترمال رفته رفته تبديل به يك ترمال 8 شد و با آن تا ارتفاع 4500 سفر كردم و دوباره به مسيرم ادامه دادم به فامنين رسيدم و در طول مسير ابرهاي كومولونيمبوس پشت سرم مرا دنبال ميكردند ديگر تواناييم كم شده بود و فوق العاده خسته شده بودم حدود 3 ساعت و نيم بود كه پرواز ميكردم بعد از گذر از فامنين به سمت رزن پيش رفتم و در ميانه راه در ارتفاع 500 متري از سطح زمين با هواي فوق العاده خشن و باد شديد مواجه شدم كه همه ي آن ناشي از فعاليت دشت و ابرهاي بالاي سرم بود به خاطر خستگي و شرايط بد ترجيح دادم كه در اولين مكان مناسب فرود بيايم در نزديكي هاي رزن فرود آمدم بسيار خوشحال و بسيار خسته بودم شكلاتي را كه فرصت نكرده بودم در طول پروازم بخورم در كنار هارنس و بالم در حالي كه دراز كشيده بودم و به آسمان نگاه ميكردم خوردم و با خود فكر ميكردم كه كي دوباره ميتوانم اين محل را با ارتفاع 4000 متر پشت سر بگذارم به اميد آن روز...

فايل جي پي اس مسير حركت...
|
|
خلبان |